Sep 29, 2006

Jews of Iran (Joden uit Iran) فیلم یهودیان ایران

Jews of Iran (Joden uit Iran)

Documentary / 52 min. / The Netherlands / 2005
Persian Spoken, English subtitled and narrated

Credits

Director / Producer: Ramin Farahani
Commissioning Editor: Annet Betsalel
Research / Script: Ramin Farahani
Camera: Soheil Mohseni, Farzin Khosroshahi, Fereydoon Shirdel
Editing: Ramin Farahani, Hamid Reza Fard
Sound Recordist: Mohammad Emami
Sound Mixing: Juan Morales
Poduction: NIK Media ( Jewish Broadcaster of Dutch National TV )

Plot Summary

The Jewish settlement in Iran dates back to 2700 years. The Islamic Revolution of 1979 resulted in the departure of many Jews from the country. This film concentrates on Jews living in Iran presently, with an eye on recent historic developments.

In Tehran, young and old Jews speak about different kinds of discrimination. However, there are also positive aspects, such as a close friendship between two tolerant Muslim and Jewish families.
There is a strong and responsive bond between the Jewish community. A lonely elderly woman from the old Jewish neighborhood of Tehran is treated for free at the Jewish hospital.

In Isfahan, we witness the love and passion that the main characters have developed for the place they live in. Soleiman Sassoon is a Jewish artist who finds inspiration in Iranian art and Islamic architecture.

In Shiraz, the film focuses more on an espionage case against the Jews. Parallel to this, we follow a young Jewish boy who is interested in computers and music. The film ends with a prayer before the Jewish New Year at a synagogue in Tehran


Festivals & Screenings

Oxdox International film festival, Oxford, UK, April 2009
The Spiro Ark, London UK, June 2007
Avi Chai Institute, Jerusalem June/July 2007
Houston Jewish Film Festival March 2007
Chicago Jewsih Broadcasting Network March 2007
Concordia University Montreal February 2007
Alaska Jewish Film Festival February 2007
Sephardic Jewish Film Festival New York, February 2007
Jewish Eye Film Festival Beer Sheva November 2006
Nashville Jewish Film Festival US, November 2006
L.A. Sephardic Jewish Film Festival November 2006
San Jose Jewish Film Festival October 2006
San Fransisco Jewish Film Festival July, August 2006
Wahington DC JFF Screening Room May 2006
Seattle Jewish Film Festival March 2006
Broward County Jewish Film Festival, Florida, February 2006
Allentown Jewish Film Festival USA, February 2006
Museum of Tolerance LA, USA, January 2006
New York Jewish Film Festival January 2006
Makor, New York, December 2005
Palm Beach Jewish Film Festival USA, December 2005
Warsaw Jewish Film Festival November 2005
CIJOH, LA USA October 2005
New Zealand International Documentary Festival September 2005
Toronto Jewish Film Festival May 2005


Joden uit Iran werd uitgezonden op Nederland 1, op 27 en 31 maart 2005 en 8 en 12 Januari 2006. Bestellen Nederlandse versie


- Main Program / 9th Isfahan International Festival of Films for Children and Young Adoults / Iran / 1993
- Prize for the best Sound Design / also Nominated for Directing and Photography / 11th Festival of Young Cinema / Iran / 1994
- Nominated for Directing, Editing and best Actor / Vahdat Film Festival / Iran / 1993 /




Sep 26, 2006

یارانه ی هلند علیه ِ رژیم ایران

روزنامه ی هلندی NRC - Handelsblad در 16 سپتامبر سال جاری گزارشی جنجالی منتشر کرد که با کمی یکسو نگری ممکن است برخی آن را اینگونه تعبیر کنند: "هلند به عوامل سازمان سیا پول داده است تا در ایران انقلاب راه بیندازند". حال آنکه گفته می شود گشایش فضای رسانه ای در ایران هدف این برنامه ها بوده است.


پیش از اینکه برگردانِ این مقاله را بخوانید ( یا بعد از آنکه آن را خواندید) بهتر است چند نکته را بدانید. به جز دو یا سه سایت خبریِ خارج از کشور، هیچیک از سایت های اصلاح طلب که به اصل و ترجمه ی این مطلب دسترسی داشتند آن را منتشر نساختند. شاید فکر می کردند که انتشار چنین افشاگری هایی آن هم از زبان یک روزنامه ی مستقلِ غربی، بهانه ای خواهد شد برای افزایش ِ سرکوبِ نیروهای پیشرو، به ویژه آنهایی که با غرب تماس هایی دارند.


این نگرانی ها بویژه در شرایط فعلی که گیر و بندها افزایش یافته قابل درک است. اما واقعیت این است که چنین خبرهایی از چشم کنجکاو ان داخلی پنهان نمی ماند. حتا بخشی از این داده ها پیش از این در رسانه های داخل ایران هم منتشر شد ه اند. مقامات و ناظران رسانه ای در ایران نیز از همان مراحل اولیه این موضوع را با جدیت زیر نظر گرفته اند. گویا خرازی وزیر خارجه ی دولت پیشین ایران طی سفری که همان وقتها به هلند داشت در این باره گوشزدهایی به همتای هلندی خود کرده بود که مبادا بلندگوی تبلیغاتی ِ اپوزیسیونِ خارج بشوند و کلاه دو دولت توی هم برود. که انگار تا اندازه ای هم در پیشگیری از این امر موفق شد.



در مورد یکی از دو نویسنده ی این مقاله، یعنی توماس اِردبرینک این توضیح لازم است که او از حدود چهار پنج سال پیش با یک عکاس ِخبری ِ ایرانی ازدواج کرده و بعنوان خبرنگار روزنامه ی اِِن.اِر. سِی در ایران کار و زندگی می کند. خبرنگاران خارجی (بخصوص آنهایی که بطور ثابت در ایران مستقر هستند) برای ادامه ی فعالیت های خود ناچارند به مقررات و نظرات حکومت (که معاونت رسانه های خارجی وزارت ارشاد آن را نمایندگی می کند)، توجه داشته باشند تا ادامه ی فعالیت آنها دچار مشکل نشود.


اصولن کار رسانه ای و نیز هنری در فضای پُرنظارتِ ایران مستلزم ایجاد توازنی ست بین آنچه حکومت دوست دارد بشنود و آنچه باید گفته شود و خوشایندِ حکومت هم نیست. این فرایند گاه با کشمکش و گاه با همنشینی ِ دوستانه با ناظران و ممیزان همراه است، که به مرور ممکن است باعث گرایش خبرنگار (یا هنرمند) به برخی دیدگاه های رسمی بشود، به نحوی که او، آگاهانه یا ناخودآگاه، دیدگاهی را اتخاذ کند یا موضوعی را دستمایه ی کارش قرار بدهد که مقاماتِ ناظر مشتاق شنیدن آن اند، اما لزومن تعارضی هم با اصول خبرنگاری و دیدگاه های شخصی ِنویسنده ندارد.

.

حال گزارش توماس و همکارش نکات تازه ای را مطرح می سازد که دانستن اش بی تردید بهتر از ندانستن آن است. اما زاویه ی دیدی را که برگزیده اند، به دیدگاهِ مقاماتِ داخلی پهلو می زند. ایراد در این است که بعضی نکات را طوری آب و تاب داده اند که گویی توطئه ای امنیتی در پس پرده جریان دارد. اگر هم چنین باشد، دانستنِ چند و چون اش در قواره ی ما و توماس نیست و کار سیستمهای اطلاعاتی ست. پس آنچه افشا شده، پنهان نبوده است.

.

می دانیم که با پول ِکلانی که هلند اختصاص داده است فعلن چند سکوی اینترنتی و یک رادیو ایجاد شده تا گروهی از نویسندگان، خبرنگاران، هنرمندان و فعالانِ تازه کار و کهنه کار ایرانی (اعم از تبعیدی، وارداتی و شاید صادراتی از ایران) حرفهایی را که زمانی در ایران می زدند یا نمی زدند، حالا از بیرون بزنند بی آنکه گستره ی مخاطبانشان چندان بیشتر شده باشد و حرفهاشان پرشورتر.

تازه جالب اینجاست که در میان این جمع کسانی هم هستند که میزان ِخودداری شان از بیانِ آزادانه ی ِ مسائل بر محافظه کارترین خبرنگاران ِ داخلی هم می چربد. پرسش این است که چه کسی اینها را آورده یا فرستاده به این تریبون ها و با چه هدفی؟ و چرا باید افرادی که تا بُن ِ استخوان دچار خودسانسوری و کم مایه گی هستند در رسانه ای آزاد و پرهزینه بمانند که هدف اش ایجاد روزنه ای در آن فضای بسته بوده است و رساندن صدا های خاموش به گوش ملت!؟

.

دنیای وارونه ای ست. هیاهویی که با انگیزه ی "جابجایی ِقدرت به کمکِ رسانه ای تحولخواه" آغاز شد، دارد به سرعت جای خود را به "استحاله ی رسانه در چنبره ی قدرتها و مصلحت ها" می دهد. اینجاست که نیاز به جستاری درباره ی سازوکارهای بازدارنده در این سوی بازی و دستهای پشت پرده در آن سوی بازی بیشتر احساس می شود.

.

بلافاصله پس از انتشار گزارش روزنامه ی هلندی، من خلاصه ی تلطیف شده ای از آن را برای رادیو زمانه (که خود نیز از موضوعات این مقاله است) فرستادم. اما با اینکه این رادیوی نوپا قرار است کثرت گرایی را در خبررسانی ترویج کند، چیزی در این باره منتشر نساخت و چرایش را هم نگفت. اگر با محتوای آن موافق نبودند می توانستند نقد اش کنند تا شبهه ای نماند.


حال ترجمه ی کامل ِ گزارش را بخوانید و از طریق لینک هایی که در متن داده ام سری به سایت ها بزنید و خود داوری کنید. (لطفن نظرتان را نیز در پایین مطلب بفرستید):


یارانه ی هلند علیه رژیم ایران


گزارشی از:Thomas Erdbrink و Thalia Verkade
روتردام/ تهران، 16 سپتامبر 2006

وزارت امور خارجۀ هلند به یک سازمانِ نو محافظه کار آمریکایی یارانه داده است تا از طریق برنامه ای، جابجایی ِ صلح آمیز قدرت را در ایران عملی سازد.

سازمان خانۀ آزادی (Freedom House ) که در سال 2003 از حملۀ آمریکا به عراق جانبداری می کرد، امسال حدود 630 هزار یورو از دولت هلند دریافت داشت. مدیر این سازمان این موضوع را تأیید کرده است. پول هلند به منظور ایجاد همایشگاهی اینترنتی برای شخصیت های مخالف ایرانی هزینه می شود که نام اش http://www.gozaar.org/ است. در وب سایت خانۀ آزادی آمده است که این سازمان "مطلقاً مخالف دیکتاتوری های مذهبی مانند ایران است."

.

هلند و آمریکا تنها کشورهای جهان هستند که آشکارا بودجه ای برای ترویج ِ دگرگونی ِ سیاسی در ایران فراهم ساخته اند. اما دولت هلند خود به فرستنده های ماهواره ای ایران که پیام رژیم اسلامی را منتقل می کنند روی خوش نشان نمی دهد. سال گذشته در هلند یک شبکۀ حکومتی ِ ایران به دلیل " گسترش نفرت" ممنوع شد.

این یارانه بخشی از یک پروژۀ بزرگتر هلندی است که هدف اش ترویج کثرت گرایی در رسانه های ایرانی ست. بعد از طرح لایحه ای توسط فرح کریمی ( از حزب سبزهای چپ) و هانس فان بالِن ( VVD، حزب لیبرال)، مجلس هلند در سال 2004 مبلغ 15 میلیون یورو اعتبار برای این منظور فراهم ساخت.

روزنامۀ انگلیسی Financial Times می گوید که خانۀ آزادی یکی از سازمانهایی ست که از وزارت امور خارجۀ آمریکا برای عملیات پنهانی و غیرقانونی در ایران، پول دریافت می کند. ایالات متحده 75 میلیون دلار برای " آوردن دموکراسی و آزادی در ایران" اختصاص داده است. خانۀ آزادی یکی از نیروهای مؤثر در پشتیبانی از "انقلاب نارنجی" طی سالهای 2004 و 2005 در اوکراین و نیز در جنبش دانشجویی Optor در صربستان بود.


زمانی که این سازمان آمریکایی درخواست کرد از هلند یارانه دریافت کند، مدیریت آن را James Woolsey رئیس سابق سیا (CIA) بر عهده داشت که از حامیان فراخوانهای ِ تغییر رژیم در ایران بوده است. Peter Ackerman رئیس فعلی خانۀ ازادی، مدیریت مرکز اسناد حقوق بشر ایران را نیز بر عهده دارد. این گروه در مجاورت ایران در دبی همایش هایی را برگزار کرد که تأکید آنها بر درسهایی بود که از قیام مردم در صربستان و اوکراین می توان گرفت. شرکت کنندگان ایرانی در این همایش ها، چندی بعد در ایران بازداشت شدند.


Jennifer Windsor مدیر خانۀ آزادی خرسندی خود را از حمایتِ هلند اینطور بیان می کند: "ما از هلند بسیار ممنون هستیم. هلند نقش یک پیشقراول را در ترویج آزادی بیان بازی می کند."

.

پولی که هلند برای تقویتِ کثرت گرایی در رسانه های ایران اختصاص داده است، ابتدا برای تأسیس یک تلویزیون ماهواره ای منظور شده بود تا توسط خبرنگاران مخالفِ ایرانی از هلند برای ایران برنامه پخش کند. اما وقتی معلوم شد که این طرح عملی نیست، 15 میلیون یورو تقسیم شد و بخش اصلی آن به سازمانهای هلندی رسید، از جمله به سازمانی که خبرنگاران را آموزش می دهد، و نیز به یک فرستندۀ رادیویی ِ متمرکز بر ایران [ رادیو زمانه] و تشکیلات World Press Photo. منابع مطلع در وزارت امور خارجۀ هلند می گویند که خانۀ آزادی یکی از دو سازمان خارجی است که بخشی از این پول را دریافت کرده اند. دیگری زیرمجموعۀ شبکۀ بریتانیایی بی بی سی است.


از نظر Kees-Jan Ouwerkerk سخنگوی وزارت خارجه - که پول را تقسیم کرده است- نام دریافت کنندگان پول را نمی توان افشا کرد. او می افزاید "اگر خانۀ آزادی می گوید که از هلند پول می گیرد، حق مسلم اش است که این را بگوید. ولی ما قرار گذاشتیم افشا نکنیم که دقیقاً چه سازمانهایی را حمایت می کنیم. دلیل اش هم این است که از به خطرانداختن این سازمانها پیشگیری کرده باشیم."

.

متن اصلی در روزنامه ی هلندی: NRC – Handelsblad

Sep 24, 2006

فیلمهای ایرانی در اوترخت و ماجرای پایان نامه

جشنواره ای یک روزه از فیلمهای ایرانی همراه با برنامه های جنبی یکشنبه 24 سپتامبر در شهر اوترخت ِ هلند برگزار می شود.
"بچه های آسمان" از مجید مجیدی و "تهران، ساعت هفت صبح" ساخته ی امیرشهاب رضویان از جمله فیلمهای جشنواره اند. رضویان خود نیزموقع نمایش حضور دارد و به زودی صحنه های باقیمانده از فیلم جدیدش را در هامبورگ فیلمبرداری خواهد کرد. همچنین مستند "دماغ به سبک ایرانی" [تصویر] به کارگردانی مهرداد اسکویی و نیز مجموعه ای از فیلمهای پویا نمایی نیز امروز نمایش داده می شوند.

مدیر جشنواره می گفت که همه ی بلیط ها از قبل رزرو شده اند.( با این حال اگر در این حوالی هستید به سایت رجوع کنید شاید هنوز جای خالی باشد):

Iraans Film Festival in Utrecht

او دختر جوانی ست با اسم و قیافه ی ایرانی اما پارسی بلد نیست. در عوض هلندی اش حرف ندارد. در دانشگاه آمستردام در رشته ی "علوم سینما و تلویزیون" درس خوانده است، رشته ای که رویکرد اش بیشتر نظری ست؛ برخلافِ آکادمی فیلم و تلویزیون هلند که به کار عملی بیشتر اهمیت می دهد. جالب است موضوع پایان نامه ی تحصیلی خانم رحیمی را هم بدانید: "سانسور در سینمای ایران".


وقتی این را از او شنیدم، یاد دوران دانشجویی ِ خودم افتادم، در دانشکده ی سینما و تئا تر در تهران. اولین موضوعی که در سال 1373 برای پایان نامه ام ارائه دادم همین بود، ولی با لحنی ملایم تر: "ممیزی در سینمای ایران"، که شورای آموزش آن را رد کرد.

من هم چندی بعد موضوع دیگری پیشنهاد کردم: "جلوه های ایمان در سینمای ایران". باورتان نمی شود، این یکی هم بدون دلیل مشخصی رد شد. هدف من از انتخاب موضوع دوم به هیچوجه چاپلوسی نبود. فرضیه ام این بود که ایمان در سینمای ایران جلوه ی راستین خود را نیافته است، به جز چندین صحنه یا لحظه البته. در فیلمهایی مثل هامون ِ مهرجویی و دیده بان ِحاتمی کیا و چندتای دیگر. یعنی ما فیلمی نداشتیم که تم یا درونمایه ی اصلی اش ایمان باشد و قالب و سبک شایسته ای هم برای ایجاد فضایی معنوی پدیدآورده باشد.
.

یادم هست پیش از آنکه جواب رد بدهند، رفتم به انجمن حکمت و فلسفه تا دکتر سروش را ببینم و راضی اش کنم استاد راهنما بشود برای این موضوع. یکی دوبار که دیدار میسر نشد از خیر اش گذشتم. بعدها یک دوست ِ همدانشکده ای که توانسته بود موافقت سروش را بگیرد به من گفت: سروش می خواسته بداند تا چه حد مصر و جدی هستی. گفتم: این که می شود مرید پروری! گفت: راه ش همین است...

اما من نیازی به مراد نداشتم و شاید به همین علت در انجمن حکمت ساعت ها به انتظار ننشسته بودم. او از دید من انسان فرهیخته ای بود و از هر دری سخن می گفت، کلید اش مولانا بود. با اشعاراو چنان شور غریبی در وجود آدم ایجاد می کرد که از خود بی خود می شدی... به ندرت فیلمی را می شود یافت که چنین شوری در دل آدم بیاندازد. اگر سراغ دارید بگویید.

Sep 22, 2006

Jews of Iran, Documentary فیلم یهودیان ایران


Jews of Iran یهودیان ایران יהודי אירן
Documentary, 52 min, 2005, The Jewish Broadcaster of Dutch TV
Persian spoken, English subtitled & narrated


Directed and Produced by: Ramin Farahani
Press and Festivals described this film as:
Path breaking, Courageous, Highly sympathetic, Touching, Informative

Best documentary nominee at
Jewish Eye film festival 2006

Synopsis: This film takes you on a rare journey through Iran's Jewish communities from Tehran to Isfahan and finally to Shiraz, where the infamous case against Jews accused of spying took place.
Director Ramin Farahani illuminates the vast discrimination of Jews in Iran, while simultaneously revealing the rich and passionate culture of a community, their strong relationship to their country, and their hopes for the future.
*

Article Citation: Roya Hakakian, author of Journey from the Land of No, is an Iranian Jew who moved from Iran to the United States twenty years ago. Although skeptical at first about a portrayal of Jews in Farahani’s documentary, she truly loved it after she saw it. Hakakian didn’t expect the film to be “so well done and so well investigated” and sincerely felt “the curiosity” of Farahani portrayed through the film. She said that by creating Jews of Iran Farahani has formed “an alternate of Iranian history, compared to what the regime is expressing and what the world is led to believe [about Iran].”... Full Story. *
.


Selected by the biggest Jewish Film Festivals:

New York, San Francisco, Toronto, Warsaw



To buy a DVD for institutional use or screenings please email Ramin Farahani:

For international masters and broadcast rights please contact: The Jewish broadcaster of Dutch Radio and Television.
Note: Other possible sellers or distributors of this film (whether on DVD or in other formats) are NOT authorized. Please inform us in case: e-mail

Sep 21, 2006

دولت ِهلند مسئول ِ مرگ خارجیها

Dutch authorities blamed for dead immigrants in detention centre.

دراواخر اکتبر ِ سال گذشته ی میلادی، در زندان ِ فرودگاه آمستردام چندین خارجی در سلولهای خود سوختند. آنان پناهجویان و مهاجرانی بودند که بدلیل نداشتن اجازه ی اقامت در حبس بسر می بردند تا مراحل اخراج آنها اجرا شود.


قریب به یکسال پس از این حادثه ی دلخراش، کمیسیون تحقیق امروز اعلام کرد که سهل انگاری مأموران و مقامات در رعایت اصول ایمنی، تعلل و ناهماهنگی آنها و نیز نقص در سیستمهای دفع حریق منجر به گسترش دود وآتش در سلولها شده است به نحوی که حادثه ای قابل کنترل و پیشگیری تبدیل به فاجعه ای دردناک گشته است.

گزارش هیئت تحقیق سرانجام دولت هلند و بخصوص بخش تأسیسات قضایی و وزارت دادگستری را مسئول این ضایعه دانسته است. این در حالی ست که چندتن از زندانیانی که در جریان آتشسوزی جان بدر برده بودند و قرار بود بعنوان شاهد به جریان تحقیقات کمک کنند زودتر از موعد توسط دادگستری هلند از کشور اخراج می شوند.


به هر تقدیر همانطور که انتظار می رفت وزیر دادگستری و وزیر مسکن و شهرسازی هلند امروز بلافاصله پس از اعلام نتایج این تحقیق استعفا دادند. به این ترتیب تعداد وزیران مستعفی در دولت هلند در کمتر از سه ماه به چهار نفر می رسد و کابینه ی اقلیت رسوایی تازه ای را در آستانه ی انتخابات زودرس تجربه می کند. احزاب حاضر در دولتِ فعلی دموکرات مسیحی و لیبرال هستند.
0


تصاویر مرتبط در سایت تلویزیون هلند

Sep 19, 2006

واکنش هلندی ها به سفر فضایی ِ زن ایرانی

Bellow follows the Persian translation of reader-comments on Anousheh Ansari 's space-trip, given in a Dutch newspaper
.


خبر پرواز انوشه انصاری، اولین فضاگرد ِ زن را همه ی دنیا دید و شنید و این باعث افتخار ایرانیان شد، چرا که او اصالت خود را پنهان نکرد و حتا پیش از پرواز گفت: " فکر می کنم که پرواز من بارقه ای از امید در دل جوانان ایرانی ایجاد کند و یاری شان دهد که به پیشرفت بیاندیشند، به چیزهای مثبت. چون هر چه آنها می شنوند افسرده کننده است، حکایت جنگ و خون ریزی ست."

روزنامه ی عامه پسندِ هلندی Telegraaf که همدلی چندانی با مهاجر جماعت ندارد، این خبر مثبت ِ عالمگیر را بیدرنگ درج کرد. ( متن هلندی)

.

اما جالب تر از خود ِ خبر، نظرات ناهمگون و گاه طنز آلود خوانندگان بود که مرا برآن داشت آنها را ترجمه کنم تا فارسی زبان ها هم با واکنشهای گاه سطحی یا مغرضانه و گاه منطقی و همدلانه ی خوانندگان خبر که اغلب هلندی اند آشنا شوند. البته خوبی ِ اینگونه نظرخواهی ها نیز همین است که کسی احساس و عقیده ی خود را پنهان نمی کند.

چندتایی از نظرات تکراری یا بی ربط را کنار گذاشتم. محل سکونت افراد را به زبان هلندی کنار بیشتر اسم ها می بینید. امیدوارم لذت ببرید و نظر خودتان را نیز در انتهای مطلب بفرستید.

--------------------------------------------------------

Mark Peters, Voorburg: خوش به حال اش و آرزو می کنم که در اوج آسمان به او خوش بگذرد!

K. Fakkedlij, Amstelveen: چه ایده ی فوق العاده ای. حالا باید دولت ایران هم یک بلیط یک طرفه بگیرد برود به همان سمت!

H.J. den haag: این یعنی اینکه بیست میلیون دلار را باد ِ هوا کنی. این خانم پناهنده با این پول کارهای بهتری هم می توانست بکند.

Klaas, Utrecht: ای بابا، به نظر من ملاهای ایران هنوز فکر می کنند که زمین صاف است، و درنتیجه اصلاً وجود چیزی مثل یک ایستگاه فضایی ممکن نیست...؛-) اما من بعنوان یک لامذهبِ معتقد و یک پیروی ثابت قدم علم و دانش برای این خانم ایرانی موفقیت کامل آرزو می کنم، و اگر یک وقت بخاطر همکاری اش با کاروان علم مشکلی برایش پیش آمد ( چون تمام علوم در قرآن جمع شده است!) لازم است که ما قبل از هر کس دیگر به او پناه بدهیم.

Mike, Best: آیا اینها لباس فضانوردی با روسری هم دارند یا نه؟

Ronald, Heerlen: امیدوارم که او الگویی باشد برای زنهای بسیاری که در ایران تحت فشار هستند.

AMS, AMS: مواظب باشید، این جاسوسی ِ فضایی است.

Verrijk, Haarlem: آیت اله ها از این کارها خوششان نمی آید و تعبیرشان این خواهد بود که چنین کاری تجاوز به حریم ملکوت است، بخصوص که زنی همراه با دو مرد داخل یک کپسول به سوی ایستگاه فضایی می روند. من برایش آرزوی موفقیت می کنم و او در زادگاه کهن خود نمونه ای خواهد بود برای هم سرنوشت های ستم دیده اش. میان آسمان و زمین چیزهای بیشتری هم وجود دارد، بی آنکه لازم باشد مذهب را در آن دخیل کنیم. آیت اله ها مراقب باشند، به زودی او شیطان را با خود می آورد و باز شما بهانه ای خواهید داشت که پیشرفت را مورد حمله قراردهید!

Ton, Schiedam: کاش او در فضا باکره های معروف را ملاقات کند و درس خوبی به آنها بدهد!

Martin, Amsterdam: سفر فضایی، باشد، موردی ندارد. اما این بیست میلیون را از کجا آورده؟؟؟

Patrick, Hoofddorp: آیا قبل از حرکت بازرسی اش می کنند ببینند موادمنفجره همراه دارد یا نه؟ و فکر اش را بکنید که سفینه ی فضایی را بدزد و با آن به جایی حمله کند! برای پرداخت هزینه ی سفر از کجا پول آورده است؟

Firoz Irani, utrecht: او باعث افتخار است.

H. de Groot, Rotterdam: بسیاری از جوانان ایرانی سکولارتر از آن اند که شما می پندارید! بخصوص جوانانی که دانشگاه می روند. کمی به آنها فرصت بدهید، اغلب تعصباتی به این جوانان نسبت داده می شود که خودشان هم خواهان آن نیستند.

W. te Amersfoort: مسخره است! بهتر بود این همه پول را می دادند به "جهان سومی ها". جایی که هنوز آدمها از گرسنگی می میرند.

stefano, a'dam: حتماً باز دوباره عده ای "مسلمان" خواهند گفت که به ما توهین شده...

Niek, groningen: زنی پرموفقیت در کار خود، که برای زنان هموطن اش نمونه است و خوش ظاهر هم هست! دیگر چه می خواهید؟... فقط حیف که عده ای خواننده ی وامانده اصرار دارند خود را با اظهار نظرهای لات منشانه خالی کنند. حرف حساب شماها چیست؟

ik, duitsland: " انصاری مجبور شد پرچم ایران را از لباس فضانوردی اش جدا کند." مضحک نیست؟ پس پرچم آمریکا و روسیه را هم ممنوع کنید دیگر.

De La Verga, En Quesa: چه زن زرنگی... از هیچ به میلیونها رسیده... کارش عالی ست.... فکرکنم در سال صدمیلیون دلار درآمد دارد وگرنه بعید بود بیست میلیون برای سفر فضایی بپردازد... خطاب به آنهایی که منفی بافی می کنند: پوزه تان را ببندید و در کارخانه بیگاری کنید یا به حقوق از کار افتاده گی بچسبید... گیرم که این زن زمانی از کشور خود گریخته باشد اما حالا یک آمریکایی ثروتمند است. اما شما بعد از بیست سال کجا خواهید بود؟ بگذارید حدس بزنم:...بیمه ی از کار افتاده گی...از او یاد بگیرید! از همه ی شما باهوش تر است! این را ثابت کرده.

Kees, Rotterdam: یک ایرانی؟ شک دارم. تو پرچم و افتخار ات را کنار گذاشتی. به همین خاطر دیگر نماینده ی ایران نیستی و نمی توانی برای آنها قد علم کنی. پس متأسفم! تو اولین نفر نیستی. موفق باشی آمریکایی، با آن پیام بی ربط ات.

Willem, Zoetermeer: حق اش بود این بیست میلیون برای اهداف بهتری مصرف می شد.

Dick,: اوف... اگر زرنگ باشد می تواند در " اعماق فضا" باز کلی پول بسازد. منظورم این است که آن مردهای بیچاره که چندین ماه در آن ایستگاه فضایی حبس شده اند احتیاج دارند که گاه گداری هم چیز...اوم.... و باید اعتراف کنم که جذاب به نظر می رسد!

MrSiezen,: بچه ها، هزینه کردنِ این بیست میلیون برای این کار خیلی مفیدتراست تا اینکه مثلاً به فقرا پرداخت می شد. اگرچه شکمی با آن سیر نمی شود اما پیامی روشن دارد خطاب به آنهایی که زنان بسیاری را از جمله در ایران سرکوب می کنند. ضمناً نمونه ای برای خود زنها هم هست. خیلی ها را امیدوار می کند و نشان می دهد که باید آنچه خودشان می خواهند، همان را انجام دهند. از تلویزیون ایران آگهی برای صندوق پستی 51 پخش نمی کنند...[اشاره به صندوقی در هلند که پاسخگوی پرسش های مردم درخصوص خدمات دولتی وحقوق شهروندی ست].

Arnold S., California: پرواز این زن فقط ایرانی ها را امیدوارتر نمی کند، بلکه به همه ی آنهایی که می خواهند روزی زمین را ترک کنند امید می دهد. آدمهای پولداری مثل این خانم به مرور باعث می شوند که افراد بیشتری از عهده ی پرداخت هزینه ی سفرهای فضایی برآیند. کمپانی ویرجین در سال 2008 تورهای درون مداری اش را شروع می کند. تا ارتفاعی نزدیک به 100 هزار کیلومتر فقط با 200 هزار دلار. پس من نیز پیش از آنکه عمر ام به آخر برسد می توانم وارد فضا بشوم. برای همین هم الان دارم کار می کنم.

l. Mooij, ISS : چه قشقرقی براه انداخته اند سر اینکه یک نفر چطور پول خودش را مصرف می کند. بدخواهی هنوز همه جا حضور دارد. و درباره ی به باد دادن آن بیست میلیون: یک سنت اش هم حرام نمی شود. همه ی مبلغ روی زمین پرداخت شده است بابت حقوق آنهایی که در برنامه های فضانوردی کار می کنند. برای یک بار هم که شده مثبت فکر کنید، نق نقوها !

els, schiedam: آفرین دختر. به تو افتخار می کنم. و تو Mike ، اگر درست به عکس نگاه کنی می بینی که روسری سرش نکرده است. دیگر چه حرفی داری؟ حسودی؟

Jolanda, H.:ایرانی-آمریکایی، زن، اولین زن ایرانی در فضا، 20 میلیون؟؟؟؟؟؟ این در من احساس عجیبی بوجود می آورد.

abdul-kadir, apeldoorn:خبر خوبی است به نظر من! اما اینکه باید پرچم ایران را جدا می کرد، نه. ایرانی ها ملت بدی نیستند و پرچم شان نشانه ی تروریسم نیست. فقط عده ای بی عقل همیشه در این جمع هستند که ایران و عربها و همه ی مسلمانها را بدنام می کنند. هر مسلمانی که تروریست نیست. من هم مسلمان ام و زادگاه ام ترکیه است. انشاء اله بتوانیم به دنیای غرب نشان بدهیم که ما تروریست نیستیم!

Joop, Amsterdam: این خانم هزینه ی سفر اش را خودش می پردازد و امیدوارم که خیلی به او خوش بگذرد. و خطاب به آنهایی که زیادی جوش می زنند هم بگویم که... کون گشادتان را جمع کنید تا شاید خودتان هم یک وقت به مسافرت تفریحی بروید. هر کس که سخت کار می کند به نظر من حق اش است که تفریح هم داشته باشد.

mike,, leerdam: بیست میلیون دلار؟ در کشور خودش مردم از گرسنگی تلف می شوند.

a, rotterdam: بیست میلیون. اگر این زن سفیدپوست بود باز هم شما همینطور واکنش نشان می دادید؟ درباره ی اتلاف پول، باکره ها، فقر و غیره: بهتر است مراسم روز شازده ها را ببینید [ مراسمی مجلل برای اعلام عملکرد و برنامه های ی دولت توسط ملکه ی هلند که امروز بود اتفاقاً ]. آنجاست که پول هدر می رود.

.: بالاخره معلوم شد که زنهای ایرانی هم دارند خودشان را از محدودیت ها رها می کنند. او با سختکوشی تحصیل و کار کرده است تا بتواند به اینجا برسد و امیدوارم که نمونه ای باشد برای زنهای دیگری که سرکوب می شوند!

Dolf, Almere: این بیست میلیون در هر حال بهتر از پول نفت ایران هزینه شده است که صرف ِ کاتیوشا های حزب اله می شود، که آنها راهم اسرائیل با یک میلیون و دویست هزار بمب خوشه ای خنثی می کند..

: Bergh, Almere خوشبختانه چند واکنش مثبت هم بین دیگر واکنش ها ی پر از بلاهت وجود دارند. چه نظرات احمقانه ای راجع به پول، مسلمانها و روسری. چه موجودات سطحی و سرخورده ای هستند. تازه از غلط های زبانی شان چیزی نمی گویم. به نظر من باید حق رأی دادن را از اینجور آدمها گرفت. دریغ اگر هلندی های معمولی چنین باشند. این خانم کارش حرف ندارد.

N. Aydogdu, Utrecht: هر چه باشد این زن جایی می رود بالاتر از مردان ِ هموطن اش با آن ریش و پشم و قالیچه ی سلیمانِ شان!