Dec 31, 2006

The Third Man مرد سوم

Classic Movie:
The Third Man , 1949 UK
Director:
Carol Reed
Screenplay: Graham Green
Cast: Josef Cotten, Alida Valli, Orson Welles, Trevor Howard
Music: Anton Karas

Listen to the Harry Lime theme from the soundtrack:



Full movie online : here!
Dutch TV program (Stardust) on The Third Man : here!

فیلم سینمایی: مرد سوم ، 1949 انگستان

کارگردان: کارل رید

نویسنده: گراهام گرین

بازیگران: جوزف کاتِن، آلیدا وَلی، اُرسن ولز، ترور هاوارد

موسیقی: آنتون کاراس


نسخه ی آنلاین فیلم را اینجا ببینید.

قطعه ی معروفِ موسیقی متن را روی پخش کننده ی صدا در همین صفحه بشنوید.

Dec 19, 2006

شبنواز - شعر

Dance school - Amsterdam, 1998 - Photo by Ramin Farahani

شبنواز

می آیی
خاموش تر از سایه در شب
می آیی

در هراس پس کوچه از عابری ناشناس
می آیی

در وحشت میدان از همایشی نابهنگام
می آیی

در نی نی ِ چشمان پوشیده از پرسش
که ژرفای این فصل را
فراسوی میله ها نگریسته اند
می آیی

با دستانی پر از صدا
با صدایی گره خورده از سکوت
می آیی

و شب را که بی تو
در شهوت نواخته شدن خاکستر می شود
از تاقچه به ایوان می بری
هراس را در گیسوانت به بند می کشی
شعله را با نغمه ساز می کنی
و خواب را با زخمه بیدار

تو باد را
تو آتش را
تو آشوب را

تو شهوت شب را
لرزش لب را
تو تب را

رقص کنان می آیی

رامین فراهانی،
2000، آمستردام

Dec 15, 2006

مصدومان شیمیایی را دریابیم

Victims of chemical attack by Iraq: Sardasht- Iran, summer 1987
To see more photos, click on picture above!

در اواخر هفته ی پیش جلسه ی سالانه ی سازمان منع سلاحهای شیمیایی در شهر لاهه در هلند برگزار شد و وزیر خارجه ی ایران همراه با هیئتی در آن شرکت داشت. آمریکا و روسیه که بیشترین سلاحهای شیمیایی را در اختیار دارند نیز عضو این سازمان هستند. همانطور که می دانید ایران در جنگ با عراق بارها مورد حملات شیمیایی ارتش عراق قرارگرفت. رزمندگان و شهروندان بسیاری کشته شدند و آنها که جان بدر بردند همچنان از مسمومیت های آن دوره رنج می برند. گاه و بیگاه خبر وخامت حال آشنایی یا شهادت مصدومی این زخم کهنه را برای بسیاری از ایرانیان تازه می کند.


ایران به همین علت از اعضای فعال این شورای جهانی ست. با این وجود به دلایلی که بر ما مبهم است، دولت ایران نتوانست این موضوع را در دادگاه صدام حسین به دادخواستی در جهت تأمین حقوق قربانیان تبدیل سازد و جنایتکاران را که ردشان تا هلند هم می رسد، بهتر به جهانیان معرفی کند.


چشمان بسته ی هلند

در دوران جنگ ایران و عراق، یک تاجر و دلال هلندی به نام فرانس فان آنرات (وان آن رات) در زمره ی اصلی ترین فروشندگان مواد اولیه ی تولید بمب های شیمیایی به عراق بود. استفاده از اینگونه بمب ها بعد از جنگ جهانی اول ممنوع شده بود و وساطت فان آنرات در تهیه ی این مواد برای صدام نه تنها کاری غیرقانونی بود، بلکه جنایت محسوب می شد. پس از اشغال عراق توسط آمریکایی ها این دلال شیمیایی که تا پیش از آن در عراق سکونت داشت، تحویل دادگاهی در هلند شد.


وقتی موضوع به رسانه ها کشیده شد، وکیل فان آنرات گفت که اداره ی اطلاعات و امنیت هلند از فعالیتهای موکل اش آگاهی داشته است و او در این باره حرفهایی برای گفتن دارد. طولی نکشید که موضوع از رسانه ها خارج شد و پرونده کم و بیش در سکوت جریان قضایی خود را طی کرد. در میان اسناد و مدارکی که در این دادگاه ارائه شد، موضوع بمباران شیمیایی حلبچه بخاطر ابعاد بی سابقه اش و حضور منسجم و گسترده ی نمایندگان مصدومان کُرد، از محوریت برخوردار بود. اما موضوع بمباران شیمیایی مناطق مرزی ایران اهمیت بسیار کمتری داشت و حضور نمایندگان ایرانی هم کمرنگ بود. با این وجود دادگستری هلند گروهی تحقیقاتی را به ایران روانه کرده بود تا یافته هایشان را در دادگاه مطرح کنند و ادعای طرف ایرانی را محک بزنند.


فان آنرات در نهایت به جرم مشارکت در جنایات جنگی به پانزده سال حبس محکوم شد بی آنکه ادعای ارتباط او با اداره ی امنیت هلند اثبات شود. اما بر اساس نظر منتقدانِ این دادگاه، به نظر میرسد که فان آنرات، این همنشین خوشگذران صدام، مأموری دوجانبه بوده است که برای اداره ی اطلاعات و امنیت هلند جاسوسی می کرده تا آنها اعمال جنایتکارانه ی او را نادیده بگیرند.

.


تلاشهای موازی

صالح نیکبخت وکیل کردتبار ایرانی با حضور در دادگاه های مرتبط با این جنایات چه در عراق و چه در هلند، تلاش کرد دادخواستهایی به نفع مصدومان شیمیایی (بویژه گروهی از اهالی سردشت) ارائه کند. اما تا آنجا که شنیده ام از همراهی نهادهای دولتی بی نصیب ماند و آنچنان که می خواست نتوانست در تأمینِ حقوق مصدومان موفق باشد.


کردتبار دیگری که شب و روز اش را وقف این موضوع کرده است، دکتر شهریار خاطری ست. او که از مدیران یک مرکز تحقیقاتی در زمینه ی آسیبهای شیمیایی در تهران است، ابعاد صدمات شیمیایی وارده بر ایرانیان را در مجامع بین المللی و تحقیقاتی بسیاری تشریح کرده است و تلاش کرده دانش روز را برای درمان مصدومان به ایران بیاورد. در کنار اینگونه افراد، نهادهای مردمی نیز در مناطق آسیب دیده ای چون سردشت در حد توان خود به حمایت از مصدومان شیمیایی می پردازند. بنیاد جانبازان نیز تشکیلات حمایتی خود را دارد که بنده از چند و چون آن بی خبرم.


آنچه در این میان باعث تأسف می شود این است که شکافهای سیاسی در ایران و نگاه امنیتی برخی مقامات به موضوعات ملی و انسانی، گاه مانع از همکاری افراد و گروه های مختلف در یک زمینه ی مشترک می شود و منافع ملی را تحت الشعاع دسته بندی های سیاسی قرار می دهد. دولتی ها راه خودشان را می روند و نهادهای مردمی یا افراد مستقل نیز به ناچار راه خودشان را. از منظر فرهنگی و رسانه ای نیز مقامات دولتی و امنیتی حساسیتهای عجیب و غریبی نسبت به بحث مصدومان شیمیایی نشان می دهند، تا حدی که خواسته یا ناخواسته مانع از اطلاع رسانی مناسب در سطح جهانی شده اند.


فرصتی تازه

در سال 2007 دادگاه تجدیدنظر فان آنرات در هلند برگزار خواهد شد و فرصت تازه ای برای مطرح ساختن دردو رنج مصدومان شیمیایی فراهم خواهد آمد. در این فرایند قضایی درخواست غرامت برای قربانیان می تواند یکی از اهداف اصلی باشد. اما هدف مهمتر نشان دادن عواقب دهشتناک استفاده از سلاحهای شیمیایی و میکربی و ایجاد عزم جهانی برای زدودن زرادخانه ها از اینگونه سلاح هاست. هیچیک از این اهداف محقق نخواهد شد مگر آنکه نمایندگان مصدومان شیمیایی در چنین دادگاه ها و مجامعی بتوانند حضور یابند و دولت و نیروهای مستقل نیز فارغ از هرگونه دسته بندی، همسو با هم قربانیان حملات شیمیایی را از نظر حقوقی، علمی و رسانه ای پشتیبانی کنند.

.

لینکها:

تصاویر قربانیان حمله ی شیمیایی به سردشت: اینجا

انجمن حمایت از قربانیان سلاحهای شیمیایی : اینجا

سازمان منع سلاحهای شیمیایی: OPCW

پژوهشکده ی مهندسی و علوم پزشکی جانبازان: jmerc

مروری بر بمباران شیمیایی ایران و بی اعتنایی بین المللی: اینجا

کتاب یک روزنامه نگار هلندی: در تعقیب جنایتکار جنگی فرانس فان آنرات

De jacht op oorlogsmisdadiger Frans van Anraat

Dec 13, 2006

تنسی تاکسیدو و چاملی، کارتونی به یادماندنی


هم سن و سالهای من مجموعه کارتونِ بامزه و جذابِ تنسی تاکسیدو و چاملی را که تا چندسال پس از انقلاب هم از تلویزیون ایران پخش می شد، بخاطر دارند. با ورود نسل جدیدی از کارتونها که بیشتر ژاپنی بودند، عمر این کارتون قدیمی آمریکایی نیز به سر رسید و دیگر پخش نشد، اما هیچ برنامه ی مشابهی جای آن را نگرفت. در گذر از کودکی به نوجوانی این انیمیشن آموزشی خیلی چیزها درباره ی پدیده های اطرافمان به ما یادمی داد و بطور ناخودآگاه، ما را به علوم تجربی علاقه مند می کرد.

این کارتون که در اواسط دهه ی شصت میلادی تولیدشده بود، دراصل Tennessee Tuxedo and His Tales یا حکایتهای تنسی تاکسیدو نام داشت. تنسی پنگوئنی کنجکاو بود که با حیوانات دیگر در یک باغ وحش زندگی می کرد و دلش می خواست از آنجا بزند بیرون و از همه چیز سردربیاورد تا آدم ( یا پنگوئن) موفقی باشد. به همین خاطر با دوست وفادار اما کم هوش و حواس اش چاملی Chumley که یک شیرماهی کودن بود، دست به تجربه ها و ماجراجویی های جورواجور می زد که دردسرهای پیش بینی نشده ای برایشان بوجود می آورد.


برای حل این مشکلات، تنسی و چاملی بی درنگ می رفتند پیش آقای ووپی که پیرمردی همه چیزدان بود و تخته سیاهی سه بعدی داشت که به کمک آن مفاهیم گوناگون را به روشنی و سادگی برای تنسی و چاملی تشریح می کرد. اغلب این تخته سیاه در کمدی پر از خرت و پرت نگهداری می شد و بیرون آوردن آن لحظه ای آشنا و پر سروصدا در هر داستان بود. آقای ووپی هر بار به بهانه ی موضوعی که تنسی با آن درگیر بود، شیوه ی کار دستگاه ها را ترسیم می کرد، سازوکار پدیده های فیزیکی و طبیعی را توضیح می داد یا ماجرایی تاریخی را بازمی گفت. طرحها و نقشه هایی که او روی تخته سیاه جادویی اش می کشید، بی درنگ جان می گرفتند و پدیده ی مورد بحث بصورت پویانمایی در ذهن تماشاگر کم سن و سال نقش می بست و حک می شد. خیلی وقتها نکته ای شبیه به فوت کوزه گری هم درکار بود که تنسی منتظر شنیدن آن نمی شد و همین ناآگاهی، مشکلات تازه ای برایش پیش می آورد.


چاملی هم با ندانم کاریهایش دردسرهایی درست می کرد و رییس باغ وحش (ستنلی) مدام از دست این دو شاکی می شد. شخصیت ماجراجوی تنسی و این قبیل درگیری ها، بستری دراماتیک و هیجان انگیز برای انتقال محتوای آموزشی بوجود می آورند. در یکی از قسمتهای این کارتون (در لینک گوگل ویدئو ببینید: Parachuting Pickle)، شخصیت خلافکار راکی مانانوف که از کارتون دیگری می آید نیز حضور دارد. هروقت این گنگستر ناراحت می خواست کسی را تهدید کند می گفت فلان کار را می کنی وگرنه راکی مانانوف برات ویلون می زنه! منظورش این بود که مسلسل کوچکی را که زیر بارانی اش پنهان کرده بود به صدا درمی آورد، و این کار را هم می کرد، چون اصلن با کسی شوخی نداشت، هرچه سر راهش بود مثل آبکش سوراخ سوراخ می کرد...


عجب دورانی بود، و چه شیرین بود همذات پنداری با این تنسی تاکسیدوی پرجنب و جوش و پرسودا که همیشه کار دست خودش می داد اما هیچوقت از رونمی رفت و می گفت: تنسی تاکسیدو هرگز شکست نمی خوره! کاش هنوز هم آقای ووپی بود و به پرسشهای ما پاسخ می داد...

در سایت گوگل ویدئو می توانید چند قسمت از این کارتون را ببینید و دانلود کنید: Tennessee Tuxedo at Google video

در یوتیوب هم چند قسمت از این کارتون هست: اینجا، اینجا و اینجا ببینید.

در این باره به انگلیسی

Dec 3, 2006

Winners of IDFA 2006 فیلمهای برگزیده ی ایدفا

Photo from The Enemies of Happiness, directed by Eva Mulvad

نوزدهمین جشنواره ی فیلمهای مستند آمستردام به پایان رسید و برندگان خود را دیشب اعلام کرد. دانمارکی ها جایزه های اصلی این دوره از جشنواره را با سه فیلم متفاوت درو کردند. به نظر می رسد یکی از دلایل موفقیت های مستندسازان دانمارکی، حمایتهای مستمر از سینمای مستند در این کشور باشد، بی آنکه دولت، تلویزیون یا بنیادهای حمایت کننده در کار خلاقه ی هنرمندان یا محتوای این آثار دخالتی داشته باشند. برای نمونه فیلم کوتاه "چشمهای من" که یکی از جوایز را برد، نتیجه ی یک گارگاه آزاد مستندسازی بود. دیگر فیلم دانمارکی که جایزه ی گرگ نقره ای را ربود " دشمنان شادمانی " نام داشت که به موضوع حقوق زنان در افغانستان می پردازد و جدال نمایندگان زن را با مردسالاری حاکم در فرهنگ و نظام سیاسی افغانستان نشان می دهد.


امسال در گزینش فیلمهای جشنواره به فیلمسازان زن و موضوع زنان توجه خاصی شده بود. برای نمونه، چهار یا پنج فیلمی که به ایران می پرداختند، همگی توسط مستندسازان زن ایرانی (ساکن در داخل یا خارج از ایران) ساخته شده بودند و موضوعات این فیلمها با مسائل زنان ارتباط داشت.


The winner of Joris Ivens award, Pernille Rose Grønkjær

The Monastery - Mr. Vig & the Nun


جشنواره ی ایدفا با وجود اعتبار و جایگاهی که دارد، هدف انتقاداتی نیز هست. سالها پیش یان فِرَی مان Jan Vrijman فیلمساز و نویسنده ی چپگرای هلندی، این جشنواره را با هدف روشنگری بنیانگذاری کرد تا معرفِ موضوعات و سینمایی باشد که جریان رسانه ای حاکم به آنها نمی پردازد. (پس از درگذشت فری مان بنیادی برای حمایت از مستندسازان کشورهای درحال توسعه به نام او شکل گرفت.)

.

برگزارکنندگانِ فعلی جشنواره هرچند در گسترش ایدفا نقش مهمی داشته اند، اما اندک چرخشی در سیاستگذاری آن ایجاد کرده اند که بیشتر از فضای سیاسی و رسانه ایِ ساخته و پرداخته ی نئولیبرالها تأثیر می پذیرد تا از بینش جهانشمولی که یان فری مان مدافع آن بود.

.

گزارشی درباره ی فیلمهای برنده را به انگلیسی اینجا بخوانید. گزارش ویدئویی اهدای جوایز به برندگان را همراه با دیگر گزارشهای ویدئویی جشنواره را اینجا ببینید: IDFA video reports

مطلب مرتبط در همین وبلاگ: موسیقی صلح John Lennon