Apr 28, 2007

رادیو زمانه و استعمار هلندی

تازگی ویدئویی از طنزپردازیِ ناموفق ابراهیم نبوی در سایت رادیو زمانه منتشر شد که واکنش های انتقادی بسیار به همراه داشت (اینجا). مهدی جامی مدیر رادیو به این انتقادها واکنش نشان داد و در توجیهِ کیفیت نازل برنامه ها به کمبود بودجه ی رادیو اشاره کرد و آن را ناشی از تصمیم خود برای حفظ استقلال این رادیو دانست. در این واکنش تناقضاتِ فاحش هست که در نیمه ی دوم این نوشتار به آن خواهم پرداخت.


بی مزه گی دیداری - شنیداری:

من کاری به این ندارم که سید ابراهیم نبوی، زمانی در حکومت نقشی امنیتی داشته و کاری هم به این ندارم که فراعنه ی مصر طنزپردازی علیه خود را سامان می دادند تا خشم مردم نسبت به خود را به خنده ای پیروزمندانه ولی بی خطر تبدیل کنند و طغیانها را فرونشانند.


ابراهیم نبوی در هر حال این توان را داشته تا هجو نهفته در زندگی دردناک ما ایرانی ها را تا حدی مجسم کند و خنده ای بر لب های خاموش بنشاند تا سوپاپ های این دیگِ جوشان برای لحظه ای باز شوند و منفجر نشویم. مهدی جامی هم این توان را داشته تا با گروهی که تجربه ی رادیو ندارد، یک رادیو را بگرداند؛ چه شنونده اش باشیم چه نباشیم.


اما بی نمکیِ نبوی در برنامه ی تصویریِ رادیو زمانه بیش از آنکه ناشی از کمبود بودجه باشد برآمده از این است که سازندگان این برنامه درکی درست از رسانه ی تصویری و ضرورتهای شکلی و محتوایی آن ندارند. اگر نگاهی به نمونه ای موفق از برنامه های طنز خبری-تلویزیونی بیندازید خود تفاوت را می بینید: Comedy Central

در ویدئوهای کمدی سنترال توجه کنید به: فشردگی زمانی آیتم ها، ارجاعات طنزآلود تصویری، نمایشی بودن اجرا و ساختار و متن سنجیده ی برنامه ها.


اگر رادیو زمانه امکان بهره گیری از توانِ مالی و تخصصی برای تولید برنامه های خوبِ دیداری را ندارد، چرا خود را به همان برنامه های شنیداری محدود نمی کند تا مخاطبان دلزده نشوند و ارزشهای نوشتاریِ متن های نبوی نیز کمتر ضایع بشود؟



و اما اندر حکایتِ استقلال رادیو زمانه:

می دانیم که مستقل بودن امری به شدت نسبی ست و کار رسانه ای نیز وابسته به روابط پیچیده ی سیاسی و اقتصادی ست.


آقای جامی مدعی ست که برای حفظ استقلال رادیو زمانه نپذیرفته است که استودیوی آنها در بخش جهانی رادیوی دولتی هلند (در شهر هیلفرسوم) مستقر بشود و به همین دلیل رادیو زمانه مجبور شده است پول زیادی صرفِ راه اندازی استودیویی در آمستردام بکند و این هزینه ها دست و بال آنها را برای تولید برنامه های با کیفیت بسته است.

(افزونه: مهدی جامی چندی پس از انتشار نوشته ی من، در پاراگراف چهارم نوشته ی خود که به موضوع انتخاب مکانِ رادیو می پرداخت، تغییراتی داد و اشاره به «آمستردام» را هم به کل حذف کرد. اینجا. حال آنکه بر همگان روشن است کجا هستند.)


اما پرسش مهم این است که اگر مکانِ استودیو نقشی چنین تعیین کننده در استقلالِ آقای جامی و تیم اش داشته است، پس چرا هم اکنون در یکی از ساختمانهای موسسه ی Kit مستقر هستند که سابقه ی استعماری دارد و هنوز هم در خدمت استعمار نوین هلند است؟

اشاره به مکان رادیو زمانه در خبری رسمی: Radio Zamaneh

.

KIT مخففِ Het Koninklijk Instituut voor de Tropen است که معنایش می شود: موسسه ی سلطنتی مناطق گرمسیری (حاره). این سازمان دولتی در گذشته نامش موسسه ی استعماری (Colonial Institute) بوده است. وظیفه ی آن نیز تحقیقات و فعالیت های سودجویانه در زمینه های تجاری، سیاسی، علمی و فرهنگی در مستعمرات هلند (اندونزی و سورینام) و بعد در دیگر مناطق حاره بوده است با هدفِ استعمار بیشتر. روایتی تلطیف شده از تاریخچه ی این موسسه در وبسایتِ خودشان: اینجا


می دانیم که کارتل نفتی شِل Shell که از ارکان اقتصادیِ هلند است، برنامه ای درازمدت برای بهره بردای از منابع گازی و نفتی ایران در دست اجرا دارد تا سهم و نفوذ خود را در بازار جهانی افزایش دهد. خبرهای حضور شل را در میدان پارس جنوبی بی شک شنیده اید و نیز بگومگو بر سر قرارداد بزرگی که تحریمهای آمریکایی را نقض می کند: اینجا


ارتباط تنگاتنگ موسسه ی Kit با بخشهای اقتصادی هلند امری تاریخی و انکار ناپذیر است. جوانانی که مخاطب برنامه های فرهنگی هدایت شده توسط این موسسه هستند در واقع همان نسل تعیین کننده و شاید هم تصمیم گیرنده برای آینده ی ایران خواهند بود. سود اقتصاد هلند در این است که این نسل به گونه ای پرورش یابد که چشم بر چپاولِ خارجی ها ببندد و نیز بر ساخت و پاخت های داخلی...

خود ببینید چه کسانی در فهرست مدیران و اعضای هیت مدیره موسسه (استعماری) کیت حضور دارند و برای پروژه های به ظاهر فرهنگی و رسانه ای تصمیم گیری می کنند: مدیران فعلی و سابق کارتل هایی چون شِل، بیمه ی دلتا لوید، بانک اِی بی اِن آمرو، اتاقهای بازرگانی هلند، شرکت بزرگ تجاری یونی لِور یا یونی لِفر (که مدتی است در ایران فعال شده است) و نیز مقاماتی از وزارت خانه ها و نهادهای تحقیقاتی هلندی: اینجا


این بحث را می شود بیش از این باز کرد و نظرات و واقعیت های آشکار و پنهان را دراین باره شنید. اما هدف از این نوشته تنها اشاره به تناقضی بود که در سخن و عملکرد رادیو زمانه دیدم.

بحران مدیریت رادیو زمانه و واژگان پادگانی: اینجا

گوشه ای از سوابق ضدِ ایرانیِ پشتیبانانِ رادیو زمانه: اینجا

شرکت شل حقوق بومیان را پایمال می کند: اینجا

پیشینه: یارانه ی هلند علیه رژیم ایران

12 comments:

siamak farid said...

با سلام.برخوردم با این نقد تا حد زیادی عصبی بود و دلیل آن هم این است که می دانم که روحیه اش تحلیل رفته است و زیر بار فشارهای عصبی است. البته دفاع بد من که در حالت عصبانیت بود کمکی به وی نخواهد کرد. با بسیاری از نظراتش مخالفم ولی خوب که حی؟ همانطور که ابراهیم در لحظات گاها سخت لبخندی بر لبمان نشاند تلاش کنیم تا وضع فعلی وی را درک کنیم حتی انتخابهای سیاسی اش را در همین راستا درک کنیم. بد زمانه ای است نه؟ از برخورد خام خود شرمنده ام

Ramin Farahani رامین فراهانی said...

سلام آقای فرید، امیدواریم حال نبوی بهتر بشود. من هم تعدیلی در واژه ای در این متن انجام دادم که به نظر ام ناشی از عصبانیت بود. پاینده باشید

rahgozar said...

استعمار نوین هلند؟ حالت خوش است عمو جان؟ حسین شریعتمداری خوب است؟

الف رهگذر said...

با سلام
شما در متن از سید ابراهیم زمانی نام بردید که متوجه نشدم منظورتون کیه؟
از اطلاعاتی که دادید متشکرم

Ramin Farahani رامین فراهانی said...

آقای رهگذر، «زمانی» در آن جمله قید زمان است. اما سیاق جمله بدخوان بود و شما را به اشتباه انداخت. برای همین تصحیح کردم(یک ویرگول و نام کامل آقای نبوی). در مورد «اطلاعات» هم راست اش چیز چندان پنهانی نبود. فقط در نوشته اقای جامی این جنبه ی ماجرا مخفی مانده بود.

رضا said...

استدلالتون در همین زمین در صبحانه بسیار جالب بود...موفق باشید

یه شورشی said...

حضور بزرگانی مانند آقای معروفی و نبوی و امثال آن درست، اما در کامنتی که اوایل شروع به کار رادیو در وبلاگ رادیو نوشتم اما منتشر نشد.فکر کنم درست متوجه عرض بنده نشده بودید. من به این که آقای جامی کچل هست یا نیست کار ندارم موضوع در این است که تا قبل از اینکه در وبلاگ گروهی صبحانه چیزی درباره این مورد نوشته شود، خبری از آقای درخشان و کارهای ایشان در رادیو نبود اما با نوشتن یک متن ساده در صبحانه بلافاصله اولین لینک به سایت رادیو اضافه شد : صبحانه مهمترین وعده غذایی ....اینکه با نوشتن چنین متنی آقای جامی امتیاز کار سایت رادیو را به حودر واگذار کرد مورد اصلی است.آیا آقای جامی فقط در مورد این مشکل فیزیکی کمبودی احساس می کند یا با ضعف مدیریتی مواجه است یا اینکه واقعا ایشان در مواردی کارهایی کرده که مجبور به ساکت نگه داشتن شاهدان است را بعهده خود آقای جامی می گذارم.ضمنن این کامنت در صورت کار نشدن در سایت رادیو به شیوه ای کامل تر در سایت های پربیننده کار خواهد شد. تا سانسورچی در راه بی اطلاع نگاه داشتن دیگران ناکام بماند


یه شورشی

Anonymous said...

خیلی از موسسات در گذشته ها نقشی های گوناگون از جمله استعماری داشته اند و حالا به فعالیت های دیگری مشغولند. نباید تا این حد همه چیز را به تاریخ پیوند داد. من فکر می کنم بیاییم ببینیم حالا رادیو زمانه چه می کند. آیا مجری سیاست های کیت است؟ کدام برنامه اش در این زمینه بوده. اگر با منطق و مثال بحث میشد شاید شفاف تر میشد صحبت کرد. صرفا اتهام و کلی گویی دردی را دوا نمی کند. اگر انتقادی است که حتما هست (چون کار بی نقص وجود ندارد) فکر می کنم بهتر است روشن بیان شود. به نظر من ایرانیان هلند باید پشتیبان این رسانه باشند و اگر هم به عملکردی معرضند آنرا را صریح بیان کنند تا راهی پیدا شود. چنین رسانه ای برای کدام جامعه مهاجری در هلند به راه انداخته شده که به جای پشتبانی از آن بخواهیم از پا درش بیاریم؟
حتا اگر اهداف استعماری پشت بودجه رادیو زمانه باشد این زرنگی است که به نفع منافع خودمان از آن استفاده کنیم. چرا که نه.

پژمان

Ramin Farahani رامین فراهانی said...

در پاسخ به پژمان که لطف کرده نظر بالا را فرستاده، بیان چند نکته را ضروری می دانم:


1-شما که در رادیو زمانه کار می کنید چطور نمی دانید که این رادیو برای ایران راه اندازی شده است و نه برای ایرانیان مقیم خارج؟ حال بماند که در ایران استقبالی از آن نشد و در نتیجه خودبخود تعداد مخاطبان خارجی بر داخلی افزون گردید (آمار رادیو را بخوانید). این تغییر ناخواسته در طیف مخاطبان نشانه ی شکست طرح خامی است که شعارش ایجاد تکثر رسانه ای در داخل ایران بود و در حد شعار نیز باقی ماند.

البته ایرادی به شما جوان مثبت اندیش که تازه از ایران آمدی نیست، وقتی مدیر رادیو با سالها سابقه ی کار در اروپا نمی داند یا وانمود می کند که نمی داند در چه مکانی مستقر شده است و با پرده پوشی لاف استقلال می زند...

2- نوشته ی من مستند و منطقی ست و اگر دقیق بخوانید اتهامی به کسی نمی زند بلکه به واقعیت هایی اشاره می کند که اگر از آن آگاهی ندارید بهتر است آن را نفی نکنید. اگر هم دلیلی بر نادرستی این اشارات و شواهد هست لطف کنید به شیوه ای مستدل و با ارائه ی مدرکی معتبر آن را به نقد بکشید تا من و دیگران آگاه بشویم.

3- موسسه کیت بخش مهمی از دم و دستگاه پسااستعماری هلند است که طرح رسانه ای معطوف بر ایران را پشتیبانی می کنند. همانطور که شما می گویید در گذر زمان اینگونه موسسات تغییر می کنند و روشهای پیشرفته تری را متناسب با نظام جهانی روزگار خود به کار می گیرند. به همین خاطر هم هست که آن را پسا استعماری می نامند. سئوال من این است که اگر موسسه ی کیت فرهنگی ست چرا بیش از نیمی از هیئت مدیره ی آن را کارکشته های ارکان تجاری و سیاسی هلند تشکیل می دهند و نه هنرمندان باسابقه یا مدیران سابق موزه ها و دانشگاههای هنری و...؟

4- در ضمن اگر نمی دانید بدانید که حزب لیبرال هلند (حامی طرح رسانه ی معطوف بر ایران)، مهمترین پشتیبان سیاسی شرکتها و بانکهای بین المللی هلند بوده و هست. عملکرد این حزب نشان می دهد که حاضر نیست پولی را بدون در نظر گرفتن منافع لابی تجاری حتا صرفِ مردمان خویش کند، چه رسد به ایرانیان (که تا پیش از توسعه ی فعالیت های شرکت شل در ایران کمترین اهمیت را در زمینه ی روابط فرهنگی هلند داشتند، اما بعد وضع دگرگون شد).

5- در باره ی زرنگی در استفاده از این منابع: رادیو زمانه رسانه ای خودشیفته است که ویژه برنامه های «روز مطبوعات» را به دفاع یکجانبه از خود و لاپوشانی ضعف هایش اختصاص داد (و نه به دفاع از روزنامه نگارانی که به جرم بیان آنچه که زمانه بیان نمی کند در زندان اند و یا با بیکاری و نداری دست و پنجه نرم می کنند. یک گزارش زنده از داخل ایران حداقل چیزی بود که انتظار می رفت در جنین روزی تهیه و پخش کنند که نکردند.
تازه دختر خانمی که این برنامه ی تدافعی را تهیه کرده بود حتا حاضر نشده بود اسم واقعی خود را پای گزارش بنویسد. در عکسی هم که بالای صفحه گذاشته بود، چهره ی خود را پنهان کرده بود و بعد آن عکس مستعار را هم برداشت...

اگر زرنگی این است، بله کارکنان رادیو زمانه زرنگ اند، اما این رادیو مردمی نیست، چون: نه جگر می کند تصاویر و اخبار سرکوب در ایران را منتشر کند و نه توان و شهامت آن را دارد که دست لابی استعماری هلند را رو کند. اینگونه است که می شود آلت دست سیاست های آشکا رو پنهان قدرتهای خارج و داخل و دیگر به درد هیچکس نمی خورد مگر زرنگهایی از قماش خود اش...

Pejman said...

رامین عزیز، درود به تو، بله قطعاًً این رادیو مخاطبان اصلی اش ایرانیان مقیم ایران هستند ولی نظر به اینکه در هلند مستقر شده توجه زیادی به ایرانیان هلند هم داشت. از گرفتن مصاحبه، مقاله و گزارش از فعالیت های ایرانیان هلند گرفته تا معرفی جنبه هایی از فرهنگ این کشور به ایرانیان داخل مانند روز آزادی.

بسیار نسبت به محل استقرار رادیو حساسیت داری [...]

اینکه رادیو زمانه در ایران مورد استقبال قرار نگرفته به اساس چه آماری است؟ کاش می نوشتی. حتا سایت رادیو که آمارش دقیقاً قابل بررسی است ماهانه حدود دو میلیون صفحه از آن ورق زده می شود که حدود 65 درصد از آن از ایرانیان داخل اند.

در برنامه روز آزادی مطبوعات حدود 20 نفر از روزنامه نگاران ایرانی و خارجی حضور پیدا کردند و بحث اساساً بر سر این بود که چرا تا این حد روزنامه نگاران ایرانی، کشور را ترک می کنند. در گزارش های روزهای دیگر هم بارها به زندانی شدن نویسندگان و وبلاگنویسان اشاره شده. هم از راه مصاحبه با خود فعالان و خانواده هایشان و هم از گفتگو با فعالان حقوق بشر ایران در داخل و خارج از کشور.

برخی از همکاران زمانه که برای دیدار بستگان خود می خواهند به ایران سفر کنند از بیم برخورد احتمالی حکومتی مایل نیستند نامشان ذکر شود ولی همانطور که از سایت مشاهد می کنید بیشتر همکاران با نام و نشان اصلی خود فعالیت دارند.


قربانت
پژمان

Ramin Farahani رامین فراهانی said...

پژمان عزیز

نقد من در نوشته ی بالا متمرکز بر تناقض گویی مدیر زمانه و تصمیم گیرندگان این طرح رسانه ای ست. وگرنه ساختمان که به خودی خود نقشی ماهوی ندارد. انتخاب آمستردام توسط جامی فقط پول زمانه را حرام کرده است و چیزی بر استقلال اش نیفزوده

دم از استقلال زدن آن هم در شرایطی که ساخت و پاخت ها و اهداف اقتصادی کم و بیش آشکار شده اند، گزافه گویی و بدور از واقعیت است. زمانه حلقه ی خود را می پسندد و چهارچوبهایی بر آن حاکم است که با اهداف پیشتر اعلام شده ی این طرح در تعارض است

دیگر اینکه «توده های مردم» در ایران اخبارشان را از اینترنت کسب نمی کنند. رادیوهای خارجی را هم که خود بهتر می دانی: فردا و بی بی سی را مردم راحت دریافت می کنند و باقی تعطیل


شاد و پیروز باشی
رامین

Anonymous said...

سلام بابا این کاره، وبلاگت رو تازه دیدم خیلی خوبه که داری این کارو می کنی اما از پریدنت به رادیو زمانه سر در نیاوردم تو خودت می تونی اونجا از طریق گسترش وبلاگت با توانی که از تو سراغ دارم بهترین باشی وهر چه راکه فکر می کنی اونها نمی گند تو بهتر شو خواهی گفت رامین جان این شکلی که الان تو میری دافعه داره وبه نظر میاد یه روش منفی برای مطرح کردن خودت باشه ومطمئن باش در دراز مدت خودت رو هم خسته میکنه ولی با نوآوری وحرفهای درست وجذب افکار متفاوت وتداوم در کارت موفق خواهی بود لینکهات هم
. عالی بود هنوز عکاسی میکنی خیلی خوبه
جعفر