May 12, 2007

نقش هلند در جنایات شیمیایی صدام

مهره ی سوخته

در نیمه ی دوم جنگ ایران و عراق، تاجری هلندی به نام فرانس فان آنرات Frans van Anraat هزاران تُن مواد اولیه برای تولید بمبهای شیمیایی (بویژه از نوع گاز خردل و اعصاب) برای رژیم عراق تهیه و ارسال کرد. چندی پس از اشغال عراق او با حمایت اداره ی اطلاعات و امنیت هلند از پناهگاه خود (عراق) خارج شد و از خانه ای امن در هلند سر درآورد. با اینکه فان آنرات امید داشت با افشای رابطه اش با اداره ی اطلاعات و امنیت هلند حاشیه ی امنی برای خود ایجاد کند، اما در عمل چنین نشد و او سرانجام در سال 2004 به اتهام مشارکت در نسل کشی سر از زندان درآورد. موضوع روابط امنیتی او نیز کم و بیش مسکوت ماند.


در آوریل 2007 دادگاه تجدیدنظر فان آنرات با حضور شاهدانی از حلبچه و ایران در هلند برگزار شد. این دادگاه ثابت کرد که فان آنرات از عواقبِ فروش مواد شیمیایی به رژیم صدام مطلع بوده است. در نتیجه او به جرم مشارکت در جنایات جنگی (و نه مشارکت در نژادکشی) به 17 سال زندان محکوم شد (دوسال بیش از حکم اولیه).


اگر چه رأی این دادگاه نشانه ای از به رسمیت شناختن رنج قربانیان و مصدومان حملات شیمیایی ست، اما متاسفانه گویای این واقعیت نیز هست که سیاستمداران، مقامات دولتی و کارخانه دارانی که به نحوی در این فجایع نقش داشته اند یا از آن آگاه بوده اند، از چنگ عدالت گریخته اند بی آنکه حتا نامی از آنها در این حکم برده شود. چه بسا همان ساز و کارِ سودمحوری که منافع اقتصادی و سیاسی خود را بر مرگ هزاران انسان بی گناه ترجیح داده بود (و می دهد)، اکنون نیز با قربانی کردن مهره ی از مهره های خود، عدالتِ حقیقی را قربانی حفظ وجهه ی مردم فریب خویش کرده باشد.

پیشینه ی پرونده ی فان آنرات به فارسی: اینجا و اینجا
خبر اعلام حکم دادگاه در 9 مه 2007 به هلندی:
اینجا
ارتباط فان آنرات با اداره ی اطلاعات و امنیت هلند:
اینجا


ردپای دولتمردان هلند در صدور مواد شیمیایی

تازگی یک وبسایت معتبر هلندی که در مخالفت با تجارت اسلحه فعالیت می کند، پس از اخذ و بررسی مدارک محرمانه، گزارشی تفصیلی و ارزشمند درباره ی نقش هلند در تأمین نیازهای زرادخانه ی شیمیایی عراق منتشر ساخته است که حاوی جزییات تاریخی و مستند مهمی ست. این گزارش همچنین اشارات دقیقی دارد به نقشی که بخش اقتصادی دولت هلند در این تجارتِ جنایاتکارانه داشته است. در سال 1984 (اواسط جنگ ایران و عراق) وزارت خارجه ی هلند که از بکارگیری هزاران تُن مواد صادرشده از هلند در ساخت بمبهای شیمیایی عراق مطلع بوده است (و از استفاده این بمبها علیه ایران خبر داشته است)، با تأخیری سه چهار ساله و تحت فشارهای خارجی تصمیم می گیرد فهرستی از مواد شیمیایی ممنوعه تنظیم کند و صادرات این گونه مواد را به اخذ مجوزهای ویژه مشروط سازد. همزمان بخش بازرگانی وزارتِ اقتصاد هلند و لابیِ تجاری همه ی تلاش خود را به کار می گیرند تا تعداد مواد ذکر شده در این لیست خاص را به حداقل کاهش دهند و با کارشکنی تصویب فهرست نهایی را به تأخیر بیندازند. آنها سرانجام موفق می شوند بخشی از این مواد شیمیایی را از فهرست خارج سازند. بدین ترتیب صادرات موادی که باز هم در تولید بمب های شیمیایی کاربرد داشته، به سوی عراق ادامه می یابد.

خلاصه ی انگلیسی گزارش در وبگاهِ «تجارت اسلحه را متوقف کنید»:

The Netherlands and the Chemical Weapons of Iraq

گزارش تفصیلی به هلندی: Nederland en de Chemische Wapens van Irak


ایدئولوگِ لیبرال یا کارچاق کنِ سوداگران مرگ؟

فرد کلیدی در این چانه زنی های جنایتکارانه کسی نیست مگر فریتس بُلکِستَین Frits Bolkestein که در آن زمان معاونت بازرگانی خارجی را در وزارت اقتصاد هلند بر عهده داشته است. بُلکِستَین از نظریه پردازان کهنه کار حزب لیبرال هلند *(VVD) است که در دهه ی نود میلادی به رهبری این حزبِ مدافع سرمایه داری می رسد و سپس رئیس اتحادیه ی جهانی لیبرالها می شود. او پیش از ورود به سیاست و در فاصله ی سالهای 1960 تا 1976 در دفاتر خارجی شرکت نفتی-گازیِ شِل Shell در پنج قاره ی جهان مشغول به کار می شود و در آخرین سالهای همکاری با این کارتلِ هلندی انگلیسی به مقام ریاستِ شرکت شیمیایی شِل در پاریس می رسد.

نمونه ای از عملکرد غیر مسئولانه ی شل: اینجا


در سال 1983 (یعنی یکسال پیش از تنظیم لیستِ سیاه مواد شیمیایی)، او بعنوان بالاترین نماینده ی تجاری دولت هلند همراه با هیئتی تجاری به عراق می رود و با همتایان بعثی مذاکرات دوستانه ای برای گسترش روابط اقتصادی انجام می دهد. همزمان ارسال مواد اولیه برای تولید بمب های شیمیای از چند کارخانه ی هلندی (Melchemie و KBS که اکنون نامشان را تغییر داده اند) به سوی عراق جریان دارد.


چندی پس از این سفر یعنی در سال 1984، چانه زنی های بُلکِستَین و عقبه ی تجاری اش با وزارت خارجه ی هلند در نهایت به تداوم تولید بمب های شیمیایی در عراق یاری می رساند و این کشور بی طرف (هلند) را در کشتار بی رحمانه ی هزاران سرباز و شهروند ایرانی و کُرد شریک می سازد. از سوی دیگر فان آنرات از راهها و منابع گوناگون محموله های مرگبار را به صدام می رساند. بدین ترتیب هلند به تنهایی نزدیک به نیمی از نیاز عراق به مواد شیمیایی کشنده را تأمین می کند. حال آنکه استفاده از این نوع سلاحها از سال 1925 به کل ممنوع شده و جنایت جنگی محسوب می شود.


با این همه بُلکِستَین که راه را برای سوداگرانِ مرگ باز گذاشته بود، در سالهای بعد از جنگ ایران و عراق مدتی به وزارت دفاع می رسد و فان آنرات به مأمور مخفی هلند در عراق تبدیل می شود.

در سال 1996 و در اوج موفقیت سیاسیِ بُلکِستَین، افشا شدنِ ماجرای یک نامه ی خصوصی به رسوایی بزرگی برای او و حزب اش می انجامد: بُلکِستَین در این نامه از وزیر بهداشت می خواهد که به یک شرکت داروسازی لطفی بکند؛ در حالی که خود نیز عضو هیئت مدیره ی همان شرکت بوده است. استعداد وافر او برای زد و بندهای سودجویانه و سوء استفاده از قدرت، نشان می دهد که هدف اش از تلاش برای رفع محدویت از صادرات مواد شیمیایی، تأمینِ کننده ی چه نوع منافعی بوده است.


بُلکِستَین از 1999 تا 2004 در کمیسیون اروپا مسئولیت بازار داخلی و امور مالیاتی را عهده دار می شود و طرح او برای انحصاری کردنِ حق بهره برداری از اجزای نرم افزاری، مخالفت های وسیعی را در اروپا برمی انگیزد. او هم اکنون از مشاوران حزب لیبرال VVD است؛ حزبی که دولت هلند را به پشتیبانی از حمله ی آمریکا به عراق واداشت. در تفکر سیاستمدارانی چون بُلکِستَین که شمارشان کم نیست، سودجویی و دفاع از منافع کارتلهای اقتصادی بر اصول اخلاقی و جان انسانها مقدم است. او علیرغم ادعاهای لیبرال خود از مدافعان تفکر مسیحی-یونانی در مقابل اسلامگرایی و فرهنگ شرقی ست و بارها با زیرکی نفرت خود را نسبت به مسلمانان ابراز کرده است.

معنای «آزادی» در قاموس چنین سیاستمدارانی «آزادیِ بازار» برای صاحبان جنس و سرمایه است، فارغ از هرگونه مسئولیت انسانی. تبلور چنین تفکری را در دفاعیاتِ زهرآگینِ فان آنرات ببینید: «اگر من [مواد شیمیایی را] نمی فروختم کس دیگری می فروخت... فرد تصمیم گیرنده [برای بمباران شیمیایی] من نبودم».


* گفتنی ست که حزب VVD یکی از دو حزبِ پیشنهاد دهنده ی طرح پانزده میلیون یورویی برای کار رسانه ای بر ایران است. این طرح نزدیک به یکسال است که در قالبِ یک رادیو (رادیو زمانه) و چند وبگاه و پروژه ی دیگر در حال اجراست.


درباره ی طرح رسانه ای هلند برای ایران: اینجا و اینجا

2 comments:

Anonymous said...

Is it possible to prosecute those damned pigs for killing and enjuring Iranians during the war based on this release of documents?
I volunteer to translate the whole document (in 58 pages) if a juridical action would be possible according to this document.
FUCK THE ORANGE!

Ramin Farahani رامین فراهانی said...

I can understand your anger, but not all of Dutch politicians are the same. In the middle of Iran-Iraq war, the broadcast of some TV images showing Iranian chemical victims, caused a debate in Dutch Parliament on this topic and resulted more control I think...
About a prosecution: it will not be easy. The point is that those involved will say that the chemical material out of the black list were not directly connected to weapon industry or things like that. It needs an specialized study of the case and you can offer your help (to translate or whatever) to the related Iranian NGO's, to interested victims with a lawyer, or even to the Iranian embassy (although they must have these information).
Good luck,