May 24, 2007

راز هالیوود

متن زیر مقدمه ی کتابی ست به نام «راز هالیوود» که تازگی در هلند منتشر شده است و سرگرم ترجمه ی آن هستم. بنا دارم در آینده آن را در ایران به چاپ برسانم.

آنچه می خوانید برگردانِ اولیه است و هنوز ویراستاری نشده. پیشاپیش بگویم که راز هالیوود در این پیشگفتار برملا نمی شود.


در جستجوی راز


بعنوان یک نویسنده از کجا می دانی که داستان ات را درست می نویسی؟
در نقش یک بازیگر از کجا می دانی که صحنه ای را خوب بازی می کنی؟
بعنوانِ یک کارگردان از کجا مطمئن هستی که فیلمی را درست کارگردانی می کنی؟
چطور می شود فهمید چرا یک فیلم تأثیرگذار است و دیگری نیست؟

ما [دو نویسنده ی کتاب] با این پرسشها به هالیوود رفتیم.
می خواستیم از « راز هالیوود » سردربیاوریم.
چون با همه ی سختکوشی و تلاشی که برای
بهبودِ کیفیتِ کارمان به خرج می دادیم، باز نقصی در کار بود که برطرف نمی شد.

هیچ کتابی راه چاره را نشانِ ما نمی داد.
کتابهای فیلمنامه نویسی را در نظر بگیرید. پُر اند از توضیحات کلی و ابتدایی مانندِ «تعریفِ صحنه» یا «تشریح ساختار سه بخشی» [آغاز-میان-انجام]. اما درنهایت همه شان مبهم اند، به نحوی که کار مشخصی نمی شود با آنها کرد و راهگشا نیستند.

یک روز متوجه شدیم که هیچکدام از این کتابهای «چگونه سناریو بنویسیم» را فیلمنامه نویسهای موفق هالیوود ننوشته اند، بلکه کسانی آنها را نوشته اند که خود تا به حال حتا یک فیلمنامه ی عالی و به فروش رفته در کارنامه ی خود ندارند.

آیا مشکل در همین جاست؟
اینکه کتابهای «چگونه سناریو بنویسیم» را کسانی نوشته اند که بیرون گود ایستاده اند و هیچوقت موفق نبوده اند، ولی از بیرون دارند گمانه زنی می کنند که چطور باید نوشت؟

ما تصمیم گرفتیم به هالیوود برویم، سراغ ِ برجسته ترین خودی های موفق. در آنجا کشف کردیم که یک فرمول محرمانه وجود دارد که صدسال است از آن استفاده می شود.

این راز در هیچ کتابی بیان نشده است. فقط در حلقه ی کوچکی از خودی هایِ موفق هالیوود بطور شفاهی یا در جریان کار از فردی به دیگری منتقل می شود.
چرا؟

نویسنده ی «غریزه ی اصلی» و نویسنده ی «بیگانه» پاسخ به این سوآل را اینطور جمع بندی می کنند: چون هیچکس نمی خواهد رقیب اش را داناتر کند.

چون هرکس راز فرمول طلایی را بداند، ثروتی شگرف در اختیار خواهد داشت. هم ثروتی ذهنی، هم مادی.
بیخود نیست که فیلمهای این گروه کوچکِ خودی ها، میلیونها دلار درآمدسازی می کنند. تازه اسکار هم می برند.

به واسطه ی کسانی توانستیم یکی از این خودیهای کله گنده ی هالیوودی را ملاقات کنیم. او آزادانه درباره ی کارش سخن می گفت اما متأسفانه فقط شمه ی کوچکی از فرمول اش را افشا کرد.
چرا؟
چون نمی خواست رقیبان را آموزش دهد...

بعد از نزدیک به دوسال و دیدار با بیش از چهل کله گنده ی بسیار موفقِ هالیوود، توانستیم پرده از راز این فرمول موفق برداریم؛ فرمولی که تقریباً همه ی فیلمهای پربیننده ی هالیوودی در صدسال گذشته براساس آن ساخته شده اند.

زمان، پول و تلاش زیادی لازم بود، اما ارزش اش را داشت، چون این فرمول، هسته ی آن چیزی را که هر سینماگری باید بداند آشکار می سازد. از نویسنده، کارگردان و بازیگر گرفته تا هر کسی که بطور جدی به سینما علاقه مند است.

با سپاس فراوان از همه ی خودی های کله ی گنده ی هالیوودی که این فرمول موفقِ طلایی را ذره ذره برایمان بازگفتند. در آن زمان هنوز نمی دانستیم کتابی در این باره خواهیم نوشت. از اینرو نامی از آنها نمی بریم تا حریم شخصی شان را محترم شمرده باشیم. و به همین خاطر نیز تا جای ممکن از رمزها و نامگذاریهای آنها استفاده نمی کنیم و نامگذاریِ خود را بکار می بریم.

به راز هالیوود خوش آمدید...

May 18, 2007

شرکت شل حقوق بومیان را پایمال می کند

سالیان دراز شرکت هلندیِ شل با شیوه های غیرمسئولانه به استخراج نفت و گاز در کشورهای مختلف جهان مشغول بوده است. سوابق این شرکت نشان می دهد که نه سلامتِ ساکنان محلی و حفظ محیط زیست برایش مهم است و نه محرومیت ها و خشونتهای داخلی. آنچه می خواهد امنیت تاسیسات اش است و تداوم بهره برداری.

این شرکت چندی پیش قراردادی کلان برای گسترش فعالیت هایش در ایران بسته است (خبر به انگلیسی). از این رو لازم است نگاهی به عملکرد شل در دیگر کشورها بیندازیم.


یکی از آلاینده های اصلی در صنعت نفت، سوزاندنِ گازهای ناشی از استخراج آن است؛ چرا که دود و گرمای زیادی دارد و مواد سمی بسیاری را در فضای اطراف پخش می کند که برای هر جانداری خطرناک اند. شرکت شل برخلافِ تبلیغات دروغین اش و ادعای پایبندی به مقررات زیست محیطی، مدتهاست که در نیجریه با روش یادشده خود را از شر گازهای زائد خلاص می کند و تا کنون حاضر نشده است برای جمع آوری و بازیافت آنها سرمایه گذاری کند.


بی اعتنایی به رأی دادگاه

در نیجریه ساکنان مناطق نفت خیز که از عوارض تحریقِ اینگونه گازها رنج می برند، بارها به دادگاه شکایت برده اند و دیوانِ عالی نیجریه تاکنون دوبار شل را بخاطر نقض مقررات محکوم و مکلف به تغییر رویه و پرداخت جریمه های سنگین کرده است. اما شل که یکی از پردرآمدترین شرکتهای جهان است، به بهانه های واهی از جمله امنیت کارکنان اش از اجرای طرحی برای مهار آلاینده گی سر باز زده است و هرگونه اقدامی را منوط کرده است به سرمایه گذاریِ شرکت نفت نیجریه، که با شل همکاری دارد.


واکنش های اخیر مدیرانِ خونسردِ شل درباره ی این موضوع، به صراحت گویای آن است که وقعی به رأی دادگاه و رنج بومیان نمی گذارند، چون به گفته ی خودشان خوب می دانند که: بیش از نود درصد درآمد نیجریه از نفت است و هرگونه اعمال محدودیت بر استخراج آن، این کشور 140 میلیونی را با بحران جدی مواجه می سازد. در نتیجه خیالشان آسوده است که دولت نیجریه اقدامی بر علیه ادامه ی فعالیت های غیر مسئولانه ی شل نخواهد کرد. از سوی دیگر شرکت نفت نیجریه سرمایه ی کافی برای مشارکت در بهبود تاسیسات و بازیافتِ گازهای زائد ندارد. در نتیجه شریک خارجی از این وضع بیشتر سود می برد و دود اش به چشم حاشیه نشینان می رود.


نویسنده ای که حلق آویز شد

زد و بند ضدمردمی میان شل و مافیای نفتِ نیجریه به همین جا ختم نمی شود. در سال 1995 حکومت خودکامه ی نیجریه یک نویسنده و فعال اجتماعی به نام Ken Saro Wiwa را به همراه هشت تن دیگر حلق آویز می کند. جرم اصلی سارو ویوا و یاران اش اظهار مخالفت با نابودیِ دلتای نیجریه بوسیله ی شرکتهای نفتی چون شل بوده است و نیز مبارزه ی صلح آمیز برای بهبودِ وضعیت فلاکت بار مردم ساکن در آن منطقه ی نفت خیز...


آزادی بیان از دید مافیای اقتصادی (چه غربی چه بومی) تا جایی مجاز است که دستِ آنان را در غارت سرمایه های ملی، نابودی منابع طبیعی و پایمال کردن حقوق ابتدایی مردم، رو نکند. حقوق بشر نیز ابزاری ست که هروقت سودی در آن نباشد به سادگی زیر پا گذاشته می شود. اعدام چند منتقد که سهل است، جهنمی چون عراق نیز عطش غرب را فرو نمی نشاند. از اینرو برای ایران نیز دندان تیز کرده اند و شل پیش از همه آنجا خیمه زده است و دارد از چند سو بسترسازی می کند.

اروپا از تنش میان ایران و آمریکا سود برده است و خواهد برد؛ چه جنگ روانی و اقتصادی باشد چه جنگ میدانی. شرکت شل در دوره ی احمدی نژاد و عقبه اش عرصه ای را در ایران به روی خود گشود که در زمانِ اصلاحات در کمین اش بود. و این تازه آغاز ماجراست.


منابع:

Netwerk - Corporate Watch - Millieu Defensie

اخبار و نوشتارهای مرتبط:

نقش هلند در جنایات شیمیایی صدام

رادیو زمانه و استعمار هلندی

تداوم سوزاندن گاز توسط شرکت نفت فلات قاره ایران

نقشه ی نفت و گاز جهان

Shell to Sea

May 12, 2007

نقش هلند در جنایات شیمیایی صدام

مهره ی سوخته

در نیمه ی دوم جنگ ایران و عراق، تاجری هلندی به نام فرانس فان آنرات Frans van Anraat هزاران تُن مواد اولیه برای تولید بمبهای شیمیایی (بویژه از نوع گاز خردل و اعصاب) برای رژیم عراق تهیه و ارسال کرد. چندی پس از اشغال عراق او با حمایت اداره ی اطلاعات و امنیت هلند از پناهگاه خود (عراق) خارج شد و از خانه ای امن در هلند سر درآورد. با اینکه فان آنرات امید داشت با افشای رابطه اش با اداره ی اطلاعات و امنیت هلند حاشیه ی امنی برای خود ایجاد کند، اما در عمل چنین نشد و او سرانجام در سال 2004 به اتهام مشارکت در نسل کشی سر از زندان درآورد. موضوع روابط امنیتی او نیز کم و بیش مسکوت ماند.


در آوریل 2007 دادگاه تجدیدنظر فان آنرات با حضور شاهدانی از حلبچه و ایران در هلند برگزار شد. این دادگاه ثابت کرد که فان آنرات از عواقبِ فروش مواد شیمیایی به رژیم صدام مطلع بوده است. در نتیجه او به جرم مشارکت در جنایات جنگی (و نه مشارکت در نژادکشی) به 17 سال زندان محکوم شد (دوسال بیش از حکم اولیه).


اگر چه رأی این دادگاه نشانه ای از به رسمیت شناختن رنج قربانیان و مصدومان حملات شیمیایی ست، اما متاسفانه گویای این واقعیت نیز هست که سیاستمداران، مقامات دولتی و کارخانه دارانی که به نحوی در این فجایع نقش داشته اند یا از آن آگاه بوده اند، از چنگ عدالت گریخته اند بی آنکه حتا نامی از آنها در این حکم برده شود. چه بسا همان ساز و کارِ سودمحوری که منافع اقتصادی و سیاسی خود را بر مرگ هزاران انسان بی گناه ترجیح داده بود (و می دهد)، اکنون نیز با قربانی کردن مهره ی از مهره های خود، عدالتِ حقیقی را قربانی حفظ وجهه ی مردم فریب خویش کرده باشد.

پیشینه ی پرونده ی فان آنرات به فارسی: اینجا و اینجا
خبر اعلام حکم دادگاه در 9 مه 2007 به هلندی:
اینجا
ارتباط فان آنرات با اداره ی اطلاعات و امنیت هلند:
اینجا


ردپای دولتمردان هلند در صدور مواد شیمیایی

تازگی یک وبسایت معتبر هلندی که در مخالفت با تجارت اسلحه فعالیت می کند، پس از اخذ و بررسی مدارک محرمانه، گزارشی تفصیلی و ارزشمند درباره ی نقش هلند در تأمین نیازهای زرادخانه ی شیمیایی عراق منتشر ساخته است که حاوی جزییات تاریخی و مستند مهمی ست. این گزارش همچنین اشارات دقیقی دارد به نقشی که بخش اقتصادی دولت هلند در این تجارتِ جنایاتکارانه داشته است. در سال 1984 (اواسط جنگ ایران و عراق) وزارت خارجه ی هلند که از بکارگیری هزاران تُن مواد صادرشده از هلند در ساخت بمبهای شیمیایی عراق مطلع بوده است (و از استفاده این بمبها علیه ایران خبر داشته است)، با تأخیری سه چهار ساله و تحت فشارهای خارجی تصمیم می گیرد فهرستی از مواد شیمیایی ممنوعه تنظیم کند و صادرات این گونه مواد را به اخذ مجوزهای ویژه مشروط سازد. همزمان بخش بازرگانی وزارتِ اقتصاد هلند و لابیِ تجاری همه ی تلاش خود را به کار می گیرند تا تعداد مواد ذکر شده در این لیست خاص را به حداقل کاهش دهند و با کارشکنی تصویب فهرست نهایی را به تأخیر بیندازند. آنها سرانجام موفق می شوند بخشی از این مواد شیمیایی را از فهرست خارج سازند. بدین ترتیب صادرات موادی که باز هم در تولید بمب های شیمیایی کاربرد داشته، به سوی عراق ادامه می یابد.

خلاصه ی انگلیسی گزارش در وبگاهِ «تجارت اسلحه را متوقف کنید»:

The Netherlands and the Chemical Weapons of Iraq

گزارش تفصیلی به هلندی: Nederland en de Chemische Wapens van Irak


ایدئولوگِ لیبرال یا کارچاق کنِ سوداگران مرگ؟

فرد کلیدی در این چانه زنی های جنایتکارانه کسی نیست مگر فریتس بُلکِستَین Frits Bolkestein که در آن زمان معاونت بازرگانی خارجی را در وزارت اقتصاد هلند بر عهده داشته است. بُلکِستَین از نظریه پردازان کهنه کار حزب لیبرال هلند *(VVD) است که در دهه ی نود میلادی به رهبری این حزبِ مدافع سرمایه داری می رسد و سپس رئیس اتحادیه ی جهانی لیبرالها می شود. او پیش از ورود به سیاست و در فاصله ی سالهای 1960 تا 1976 در دفاتر خارجی شرکت نفتی-گازیِ شِل Shell در پنج قاره ی جهان مشغول به کار می شود و در آخرین سالهای همکاری با این کارتلِ هلندی انگلیسی به مقام ریاستِ شرکت شیمیایی شِل در پاریس می رسد.

نمونه ای از عملکرد غیر مسئولانه ی شل: اینجا


در سال 1983 (یعنی یکسال پیش از تنظیم لیستِ سیاه مواد شیمیایی)، او بعنوان بالاترین نماینده ی تجاری دولت هلند همراه با هیئتی تجاری به عراق می رود و با همتایان بعثی مذاکرات دوستانه ای برای گسترش روابط اقتصادی انجام می دهد. همزمان ارسال مواد اولیه برای تولید بمب های شیمیای از چند کارخانه ی هلندی (Melchemie و KBS که اکنون نامشان را تغییر داده اند) به سوی عراق جریان دارد.


چندی پس از این سفر یعنی در سال 1984، چانه زنی های بُلکِستَین و عقبه ی تجاری اش با وزارت خارجه ی هلند در نهایت به تداوم تولید بمب های شیمیایی در عراق یاری می رساند و این کشور بی طرف (هلند) را در کشتار بی رحمانه ی هزاران سرباز و شهروند ایرانی و کُرد شریک می سازد. از سوی دیگر فان آنرات از راهها و منابع گوناگون محموله های مرگبار را به صدام می رساند. بدین ترتیب هلند به تنهایی نزدیک به نیمی از نیاز عراق به مواد شیمیایی کشنده را تأمین می کند. حال آنکه استفاده از این نوع سلاحها از سال 1925 به کل ممنوع شده و جنایت جنگی محسوب می شود.


با این همه بُلکِستَین که راه را برای سوداگرانِ مرگ باز گذاشته بود، در سالهای بعد از جنگ ایران و عراق مدتی به وزارت دفاع می رسد و فان آنرات به مأمور مخفی هلند در عراق تبدیل می شود.

در سال 1996 و در اوج موفقیت سیاسیِ بُلکِستَین، افشا شدنِ ماجرای یک نامه ی خصوصی به رسوایی بزرگی برای او و حزب اش می انجامد: بُلکِستَین در این نامه از وزیر بهداشت می خواهد که به یک شرکت داروسازی لطفی بکند؛ در حالی که خود نیز عضو هیئت مدیره ی همان شرکت بوده است. استعداد وافر او برای زد و بندهای سودجویانه و سوء استفاده از قدرت، نشان می دهد که هدف اش از تلاش برای رفع محدویت از صادرات مواد شیمیایی، تأمینِ کننده ی چه نوع منافعی بوده است.


بُلکِستَین از 1999 تا 2004 در کمیسیون اروپا مسئولیت بازار داخلی و امور مالیاتی را عهده دار می شود و طرح او برای انحصاری کردنِ حق بهره برداری از اجزای نرم افزاری، مخالفت های وسیعی را در اروپا برمی انگیزد. او هم اکنون از مشاوران حزب لیبرال VVD است؛ حزبی که دولت هلند را به پشتیبانی از حمله ی آمریکا به عراق واداشت. در تفکر سیاستمدارانی چون بُلکِستَین که شمارشان کم نیست، سودجویی و دفاع از منافع کارتلهای اقتصادی بر اصول اخلاقی و جان انسانها مقدم است. او علیرغم ادعاهای لیبرال خود از مدافعان تفکر مسیحی-یونانی در مقابل اسلامگرایی و فرهنگ شرقی ست و بارها با زیرکی نفرت خود را نسبت به مسلمانان ابراز کرده است.

معنای «آزادی» در قاموس چنین سیاستمدارانی «آزادیِ بازار» برای صاحبان جنس و سرمایه است، فارغ از هرگونه مسئولیت انسانی. تبلور چنین تفکری را در دفاعیاتِ زهرآگینِ فان آنرات ببینید: «اگر من [مواد شیمیایی را] نمی فروختم کس دیگری می فروخت... فرد تصمیم گیرنده [برای بمباران شیمیایی] من نبودم».


* گفتنی ست که حزب VVD یکی از دو حزبِ پیشنهاد دهنده ی طرح پانزده میلیون یورویی برای کار رسانه ای بر ایران است. این طرح نزدیک به یکسال است که در قالبِ یک رادیو (رادیو زمانه) و چند وبگاه و پروژه ی دیگر در حال اجراست.


درباره ی طرح رسانه ای هلند برای ایران: اینجا و اینجا

May 7, 2007

دیازپام 10 - محسن نامجو

http://www.esnips.com/doc/542bf468-a772-4833-9bcf-f7d59c89a359/Diazpam10/?widget=flash_player_esnips_blueاین آهنگ و ترانه نیست

آواز و چکامه نیست.


عصیانِ صداست

و تکاپوی گریز...

ضربانِ تصویر

در وهمِ زیستن

و تقلای جان

در سنگلاخ جنون.


بشنوید دیازپام 10 را

با صدای محسن نامجو :


Mohsen Namjoo, Iranian singer and composer

هشدار: پیام پخش کننده ی بالا را برای دانلود این آهنگ نادیده بگیرید چون در نهایت یک برنامه را در کامپیوتر شما فعال می کند

متن دیازپام ده

-----------------

ببین دیازپام ده خورانده‌اند!

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)


از سه راه آذری گذر از حدود سروری گذر

از پیاز و جعفری گذر از شراب خانگی گذر از سه راه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دل بر گذر (2)

دود سیگار را بگیر به عرش رو

فرش زیر پای را فروش

ز سر ز همسر گذر ز مادر گذر زما زما زما در گذر
دود سیگار را ببین برو بمیر

زیر پای را ببین زجان گذر زجان ز خانمان گذر
عر بزن!
کوبه‌ی سفالی‌ات بر در بزن

گشوده شد چو در ز در گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر (2)


جسم خود سه راه آذری ببر

برون نیا شمال شهر را بکُش بکَش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر
ز سر ز همسر ز مادر گذر

تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران

بر آزردگی خود کمانچه بگذران

زجان گذر زجان ز خانمان ز جان زجان ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)
ببین چگونه جان مشوش است عدد بده

ببین شهید شد برادرت عدد بده

ببین که نیستی عدد نود بده

ز صد گذر
ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین (2)

دلت به انتظار چشمهاست عدد بده

دلت به انتظار چشمهاست ببین جهان چگونه کرده است راست
نرو به زیر کار و بار دلبران گران نرو نرو نرو به زیر کار و بار دلبران گران

خزان شدی و سست و زرد از کران تا کران

دلت چه شد دلت چه شد به باد رفت

تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت
چست و چابکی چنین که خشم در دهی ز جان گذر زجان زخانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)


برو ونک به گوشه‌ای نشین و ساز زن برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر

دد بشو دد بشو دد بشو

بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران

بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین (3)


ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را

ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را

ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را

ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را

ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را


مچاله شو به جوی آب شو روان عدد بده

زباله شو به گوشه ای غمین هزارساله شو عدد بده
این قرار عاشقانه را عدد بده

شور و حال عارفانه را عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن

روی رود روی رود روی رود روی رود تشنگی‌ات سد بزن

عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده (4)
چه مانده است در برت فقط ندای ماندولین

چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولین

انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و جالبین و زاهدین و صاحبین و مومنین
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

آی مرد سامری خفن شدی

در سه راه آذری کفن شدی

ای نماد بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه

چون چلانده‌اند و تو رسن شدی
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)

-------------------------
لینکهای مرتبط:

محسن نامجو [دانلود]
عقاید نوکانتی باصدای محسن نامجو [+]
زیرزمینی‌ها [متن کامل]

هستی از ما آلت خورده [متن کامل]
محسن نامجو یاغی موسیقی ایران [متن کامل]: