Dec 18, 2008

Ice Skating اسکیت روی یخ


Copyright © 2008 by Ramin Farahani


اسکیت روی یخ - آمستردام

Schaatsen - Liedseplein, Amsterdam

Oct 20, 2008

آنسوی خبر: خاستگاه مذهبی ملاک شایستگی نیست

دیندار یا شهردار
خبر انتخاب یک مسلمان مراکشی تبار(احمد ابوطالب) بعنوان شهردار روتردام در هلند و مخالفتِ احزاب افراطی با این انتصاب، مورد توجه برخی رسانه ها و سایت های خبری و مذهبی در ایران قرارگرفت. پیشینه ی ابوطالب در شورای شهر آمستردام و تمجید شهردار آمستردام از او نیز در این اخبار ذکر شده بود. اما همانطور که در تصویر می بینید این آقای ابوطالب از آن قبیل مسلمانهایی نیست که رسانه های اصولگرا در ایران بتوانند به او افتخار کنند.

نکته ی دیگری که در اخبار رسانه های ایران پنهان مانده بود این است که شهردار آمستردام (ستایشگر ابوطالب) خود یک یهودی اس
ت. یُب کُهن (یا بقول رسانه های ایران جاب کوهن) همانطور که از اسم اش پیداست به اقلیت یهودی هلند تعلق دارد. هرچند او را نمی توان فردی مذهبی به شمار آورد، اما درهرحال اشاره به خاستگاه دینی او آن هم در خبری که مسلمان بودنِ ابوطالب را موضوع خود قرارداده است، ضروری به نظر می رسد. کُهن و ابوطالب هر دو از حزب کار (سوسیال دموکرات) هستند و این حزب در شهرهای بزرگ و کارگری چون آمستردام و روتردام از اکثریت نسبی برخوردار است.

اسلام ستیزی یا نژادپرستی
نکته ی دیگری که برای رسانه های ایران جالب توجه بوده، ابراز مخالفتِ احزابی چون حزب آزادی هلند با انتصاب این شهردار مسلمان است. حزب دست راستی و افراطیِ آزادی، مخالفِ پذیرش مهاجران مسلمان در هلند و حضور آنها در مقامهای دولتی است و به اسلام ستیزی شهرت دارد. رهبر این حزب، خیرت ویلدرس سال گذشته با فیلم قرآن ستیزانه ی «فتنه» در خارج از مرزهای هلند مطرح شد.

واقعیت این است که دموکراسی هلندی همانطور که به یُب کهن و احمد ابوطالب این امکان را داده تا علیرغم خاستگاه دینی و قومی خود، اداره ی دو کلانشهر این کشور مسیحی را برعهده گیرند، به دستِ راستی هایی چون ویلدرس و عروسک حزب او، فلور آخِما نیز اجازه می دهد دیدگاههای خود را از طریق مجاری قانونی علیه اینگونه انتصابها ابراز کنند. ازآنجا که حزب آزادی یا دیگر احزاب دستِ راستی در شورای شهر روتردام در اقلیت هستند، موفق نشدند از انتصاب ابوطالب جلوگیری کند و به همین خاطر موضوع را به مجلس کشاندند تا به بهانه ی ملیت دوگانه ی ابوطالب، وفاداری اش را به هلند زیر سوآل ببرند. این خود نشان می دهد که نهادینه بودن اصل «جدایی دین از سیاست» در هلند به آنها اجازه نمی دهد انتصاب ابوطالب را به بهانه ی مسلمان بودن اش به چالش بکشند. بحث ملیتِ دوگانه نیز بخاطر عدم تعارض اش با قوانین فعلی هلند راه به جایی نخواهد برد مگر آنکه قوانین تغییرکنند.

ابوطالب که
هم اینک معاون وزارت امور اجتماعی است، هنگام تصدی این مقام نیز با دردسری مشابه مواجه شد. او در کنار تابعیتِ هلندی، گذرنامه و تابعیت مراکشی هم دارد و عضو یک کمیسیون مشورتی در این کشور است. (معاون امور مهاجرتِ وزارت دادگستری هلند که زنی ترک تبار است، همانند ابوطالب تابعیت دوگانه دارد.)

رأی شهروندان یا شورای شهر
نتیجه ی یک نظر سنجی تازه در هلند نشان می دهد که اگر قرار بود شهردار را شهروندان انتخاب کنند، در آن صورت ابوطالب انتخاب نمی
شد. چهل و پنج درصد از پرسش شوندگان به کاندیدای هلندی تبار (لیرس، شهردار کنونی ماستریخت) رأی داده اند و سی و شش درصد به ابوطالب. نتایج این نظرسنجی همچنین نشان می دهد که نزدیک به نیمی از پرسش شوندگان با گماردنِ دارندگانِ تابعیت دوگانه در مقامهای عالی دولتی مخالف اند. گفتنی است چهل و شش درصد از ترکیب جمعیتی روتردام را خارجی تبارها و مهاجران تشکیل می دهند.

پیشینه ی همکاری موفق ابوطالب با شهردار آمستردام (یب کهِن) در کاهش تنش ها میان مسلمانان (بخصوص مراکشی ها) و بدنه ی جامعه (هلندی تبارها) از جمله دلایلی است که او را برای اداره ی دومین شهر هلند و بزرگترین بارانداز اروپا برگزیده اند. با این حال عده ای از مراکشی ها ابوطالب را خائن می نامند چون فکر می کنند با اعمال فشار بر هم تباران و همکیشان خود از آنها بعنوان نردبان ترقی بهره برداری کرده است.
گفتنی است پس از قتل تئو فان خُخ (فیلمساز و روزنامه نگار هلندی)، توسط یک مسلمان افراطیِ مراکشی تبار در سال 2004، آمستردام (و بطور کلی هلند) تا آستانه ی برخوردهای نژادی و مذهبی پیش رفت و احساسات ضداسلامی در این کشور بالاگرفت.


Oct 16, 2008

پناهجوی ایرانی شهری در هلند را فلج کرد

ساعت هفت و نیم صبح پنجشنبه دوم اکتبر، یک پناهجوی ایرانی که درخواست پناهندگی اش توسط اداره ی مهاجرت هلند رد شده بوده، از یک پل معلق در شهر نیمیخن در هلند بالا رفت و با تهدید به پریدن و خودکشی، به مدتِ هفت ساعت عبور و مرور مردم را مختل کرد. پلی که در تصویر می بینید دروازه ی اصلی شهر نیمیخن در شرق هلند محسوب می شود و رودخانه ی وال از زیر آن می گذرد

درخواستِ این پناهجو صحبت با معاون امور مهاجرت در وزارت دادگستری هلند به قصدِ جلوگیری از اخراج خود و خانواده اش بود. پس از آنکه تلاشهای گروه نجات و حرفهای همسر و وکیل این مرد نتوانست به قاعله خاتمه بدهد، شهردار نیمیخن در محل حاضر شد و به او قول داد که خواسته ی او را برآورده خواهد کرد. او نیز در ساعت یک و نیم بعداظهر از خر شیطان پایین آمد.
روزنامه ی استانی خِلدرلاندر در این باره نوشته است که اداره ی مهاجرت هلند به این مرد اعلام کرده بود که خود را برای بازگشت به ایران آماده کند و نگران پول بلیط هواپیما هم نباشد. این مرد چهل و دو ساله ی ایرانی خود را از دین برگشته معرفی کرده و با همسر و دوقلوهای خردسال اش مدتها در یک اردوگاه پناهندگی به سر برده است. او در نهایت موفق شد با یک مقام عالی رتبه ی اداره ی مهاجرت دیدار کند، اما تصمیم نهایی در مورد درخواست پناهندگی اش هنوز روشن نیست.خوانندگان اخبار این حادثه در وبگاه روزنامه خلدرلاندر واکنش های خشمگنانه ای از خود بروز داده اند. در صدها نظری که پای گزارشهای این روزنامه ثبت شده است اکثریت مردم از اینکه این مرد ایرانی تردد شهری را ساعتها مختل کرده و به کار و زندگی و اقتصاد آنها لطمه زده به شدت شاکی هستند. برخی بی هیچ همدلی او را خودخواه، فرصت طلب و دروغگو نامیده اند و به نظر می رسد اگر او به پایین می پرید راضی تر می بودند. عده ای نیز نوشته اند او باید مجازات و اخراج شود و پای پیاده به ایران برگردد. شمار اندکی از خوانندگان نیز به شرایط دشوار پناهندگان، درماندگی و فشارهای روانی که منجر به چنین اقداماتی می شود اشاره کرده اند و از خودخواهی دیگر نظردهندگان خرده گرفته اند.

اخبار این رویداد به هلندی:

Oct 7, 2008

گلشیفته همسر هلندی دیکاپریو را از میدان بدر کرد

گلشیفته فراهانی در نخستین نمایش فیلم مجموعه ی دروغها
به کارگردانی ریدلی اسکات، نیویورک، پنجم اکتبر 2008

Actress Golshifteh Farahani at the premiere of Body of Lies

Frederick P. Rose Theater, October 5, 2008 in New York

عکسهای دیگر More Photos


درحالی که این بازیگر جوان ایرانی در نیویورک و در کنار ستارگانی همچون راسل کرو و دی کاپریو، نگاه ها را به خود و به هنرش جلب می کرد، رسانه های هلند خبر دادند که صحنه های مربوط به یک بازیگر زن هلندی به نام کاریس فان هاوتن از فیلم «مجموعه ی دروغها» حذف شده است. او در این فیلم نقش همسر دیکاپریو را بازی کرده بود اما در مونتاژ نهایی نماهای او به کل حذف شده اند. برای همین او در مراسم فرش قرمز و اکران این فیلم نیز حضور نداشت و چه بسا دعوت نشده بود.


گلشیفته در «مجموعه دروغها» در نقش پرستار دیکاپریو (راجر) ظاهرمی شود و طی چند برخورد، رابطه ای احساسی بین آندو شکل می گیرد که راجر (دیکاپریو) را دلباخته ی عایشه (گلشیفته) می سازد. (تصویر زیر). روشن است که اینجا یک مثلث عشقی بوجود می آید، اما با حذف صحنه های همسر راجر (با بازی کاریس)، این مثلث بسیار کمرنگ تر می شود تا ریدلی اسکات بتواند بر کشمکشهای اصلی داستان پیرامون مأموریت راجر (گماشته ی سی آی ای) برای شکار یک عضو القاعده در اردن، متمرکز بماند و دروغهایی را برملا کند که نام فیلم به آن اشاره دارد. عنوان این فیلم را در رسانه های پارسی «پیکره ی دروغ ها» و «یک مشت دروغ» نیز ترجمه کرده اند.



صحنه ی حذف شده از فیلم با حضور گلشیفته و دیکاپریو




Video: Interview with Golshifteh at the premiere

Love interest in Leonardo DiCaprio's new film fears exile from Iran


روایت ایرانی: محدودیت و مهاجرت

گلشیفته در تازه ترین مصاحبه ی ویدئویی اش در نیویورک (لینک زیر) با انگلیسی روان از زیبایی خاورمیانه و تبحر ریدلی اسکات یادمی کند. او در دیگر مصاحبه هایش (لینک دوم) خبر منعِ خروج اش از ایران در اواخر مردادماه گذشته و احضار به دادگاه را تأیید کرده و گفته است که جلوگیری از خروج او باعث شده تا امکانِ حضور در یک فیلم هالیوودی دیگر به نام «شاهزاده ی پارس» را از دست بدهد. گلشیفته همچنین گفته است فعلاً قصد ندارد به ایران بازگردد.


تجربه نشان داده که اینگونه مهاجرتها چهره های مردمی ما را از عامه ی دوستدارانشان جدا می کند و فراکنش سازنده ی فرهنگی اجتماعی میان مردم و آنها را از بین می برد. مهاجرتِ گلشیفته فراهانی یادآور غربت گزینیِ سوسن تسلیمی (تصویر روبرو) در دهه ی شصت است که به سوئد پناه برد و در آنجا فیلم هم ساخت. اما سینما و تآتر ایران از حضور درخشان و پرتوانِ او محروم شد. و چه بسیار نمونه های دیگر از این دست در هر صنف و مسلکی...

روایت هلندی: خونسردی و بوسه

اما بازگردیم به کاریس فان هاوتن. او نسبت به حذف نماهایش در «مجموعه ی دروغها» بسیار خونسردانه واکنش نشان داده و گفته است که خود نیز بر این گمان بوده که نقش او اضافی است! اکنون این ستاره ی هلندی و دوستدارانش بیش از هرچیز به نمایشِ بوسه ی او و همبازی اش تام کروز در فیلم «والکاری» دل خوش کرده اند. کاریس پیشتر با بازی در «کتاب سیاه» آخرین فیلم هلندیِ پال فرهوفن (کارگردانِ غریزه ی اصلی) به شهرت رسید و نقشهای کوچکی در فیلمهای هالیوودی بدست آورد. خبر زیر در یک روزنامه ی عامه پسند به خوانندگان مژده می دهد که صحنه ی عشقبازی کاریس با دیکاپریو در نسخه ی دی ویدیِ «مجموعه ی دروغها» حذف نخواهد شد و او بیهوده با دیکاپریو لب تو لب نشده است!


Carice van Houten zoende niet voor niets met Leonardo DiCaprio

Oct 5, 2008

Spinoza اسپینوزا، فیلسوف روشنگری

باروخ (بندیکت) اسپینوزا فیلسوف هلندی (۱۶۳۲ آمستردام، ۱۶۷۷ لاهه) از پیشروان فلسفهی خردورزی در سدهی هفدهِ میلادی و از پایه گذاران روشنگری در اندیشهی غربی است. او از تبار یهودیان پرتقالی بود که در اثر یهودستیزی به هلند پناه آوردند و بیشتر در آمستردام ساکن شدند. دو کتاب «اِتیکا» (اخلاقیات) و «رسالهی دین و سیاست» از مهمترین آثار اسپینوزا هستند.


فرازهایی از رساله ی دین و سیاست:


«هرکس باید در گزینش شالوده ی باور خود آزاد باشد و این باور تنها باید بر پایه ی بار و بَر آن داوری شود.»


«در یک کشور آزاد هرکس باید بتواند هرآنچه می خواهد بیندیشد و هرآنچه می اندیشد بازگوید.»


«درباره ی خرد و پرهیزگاریِ راستین، هر ملتی با دیگران برابر است و پروردگار از این روی مردمی را فراتر از دیگران برنگزیده است.»


«هدفِ غائی حکومت، فرمان راندن یا چیره شدن [بر مردم] از راه ترسانیدن نیست، واداشتنِ ایشان به فرمانبرداری هم نیست؛ بلکه برعکس، [هدف غایی حکومت] این است که همه کس را از ترس برهاند تا بتوانند در بیشترین امنیتِ ممکن زندگی کنند؛ به دیگر سخن حقِ نهادیِ هر کس را استوار گرداند تا بدونِ آسیب دیدن یا آسیب رساندن، زندگی و کار کند.»



The Chef Works of Benedict de Spinoza

گفتاوردها: فارسی Quotes: English Nederlands

Amsterdamse Spinoza Kring

Sep 6, 2008

شاه و امام زمان

اوریانا فالاچی خبرنگار توانا و نامور ایتالیایی کتابی دارد به نام «مصاحبه با تاریخ» که مجموعه ای است از گفتگوهای او با شخصیت های مهم جهان؛ از جمله مصاحبه ای طولانی با محمدرضا پهلوی که در اکتبر ١۹۷٣ در تهران انجام شده است. کتابِ فالاچی پیش از انقلاب در ایران به چاپ رسید اما مصاحبه با شاه از آن حذف شد. پس از انقلاب این بخش سانسور شده ابتدا تحت عنوان «مصاحبه با شاه» بصورت جزوه ای مجزا منتشر گردید. در ابتدای این مصاحبه، شاه حرفهایی زده است که امروزه بارها بیش از گذشته باعثِ شگفتی می شوند، چون ممکن است احساس دژاوو ایجاد کنند:


شاه: تنهایی ام را انکار نمیکنم که بی نهایت عمیق است. شاهی که بابت هر حرف و یا کاری که انجام میدهد و میداند که نباید به کسی حساب پس بدهد مسلماً خیلی خیلی تنهاست. ولی بطور کلی تنها نیستم، بلکه نیرویی مرا همراهی میکند که دیگران نمیبنند. قدرت من قدرتِ خدایی است و در ضمن دستورهای مذهبی دریافت میکنم. من خیلی خیلی مذهبی هستم. به خدا اعتقاد دارم و همیشه هم گفته ام اگر خدا وجود ندارد باید اختراع اش کرد. آن بدبخت هایی که خدا ندارند خیلی مرا رنج میدهند. بدون خدا نمیشود زندگی کرد. من از سن پنج سالگی با خدا زندگی میکنم. یعنی از زمانی که به خوابم آمد.

فالاچی: عالیجناب چه دیدند؟

شاه: دیدن که چه عرض کنم. خواب نماشدن.

فالاچی: چه چیزی؟ چه کسی؟

شاه: از پیغمبران. آه مرا خیلی متعجب میکنید که شما نمیدانید. همه میدانند که چندین بار خواب نما شده ام. در کتاب خودم نیز در این مورد نوشته ام. در کودکی دو بار خواب نما شذه ام. یک بار در پنج سالگی و یک بار در شش سالگی. بار اول امام زمان را خواب دیدم. کسی که در مذهب ما عقیده بر این است که او غیب شده و روزی برخواهد گشت تا دنیا را نجات دهد. حادثه ای برایم پیش آمد. داشتم به روی سنگی می افتادم که خودش را بین من و سنگ حائل قرار داد. میدانم برای اینکه دیدم نه در خواب، بلکه در واقعیت. فقط من دیدم و بس. شخصی که مرا همراهی میکرد به هیچ وجه او را ندید. اما هیچکس غیر از من نمی بایستی اور ا میدید، برای اینکه، آه... میترسم که شما مرا درک نکنید.

فالاچی: عالیجناب، در حقیقت من واقعاً نمی فهمم. خوب شروع کرده بودیم ولی حالا... این داستانِ خواب نما شدن در واقع برای من روشن نیست.

شاه: برای اینکه شما به آن اعتقاد ندارید. نه به خدا و نه به من. خیلی ها باور ندارند. حتی پدرم نیز باور نمیکرد. هرگز باور نمیکرد و همیشه مسخره مینمود. خیلی ها با احترام از من سئوال میکردند که آیا هرگز در این مورد شک نکرده ام و شاید یک فانتزی و رؤیا بوده، یک رؤیای بچه گانه. و من جواب میدادم خیر، نه. بخاطر اینکه به خدا اعتقاد دارم . میدانم که از طرف خدا برای انجام یک مأموریت انتخاب شده ام. خواب نمائی های من معجزه هایی بودند که کشور را نجات دادند. حکومت من کشور را نجات داد بخاطر اینکه خدا در کنار من بود.


* برگردانهای بعدی از این گفتگو تفاوتهایی با برگردانِ جزوه ی اولیه دارند. متن کامل یکی از این ترجمه ها را اینجا میتوانید بخوانید، همچنین مصاحبه ی فالاچی با آیت اله خمینی را. (عکس: فالاچی در گفتگو)


Aug 10, 2008

A song by Fereydoun ترانه ای از فریدون فراهانی


فریدون فراهانی خواننده و نوازنده ی سه تار و دیوان است. او بویژه در آواز و موسیقی سنتی ایرانی تبحر دارد و کنسرتهایی در شهرهای مختلف ایران و نیز در خارج از کشور اجرا کرده است.



فریدون ترانه هایی در مایه های ترکی و کردی نیز خوانده و نواخته است. برخی از ترانه های او از شبکه های تلویزیونی فارسی پخش شده اند. فریدون کارشناس ارشد معماری است و در کنار موسیقی در این رشته هم فعالیت دارد.




ویدئوی زیر ترانه ای است به نام «تا کی محنت و غم» با صدای فریدون فراهانی و نوای دیوانِ او. این ترانه در مایه ی دشتی است و شعر آن از فریدون است.





Fereydoon Farahani in Concert
Iranian Traditional Music

Jul 19, 2008

Journey سفر

Copyright © 2008 by Ramin Farahani

The road to Valasht lake, Mazandaran, Iran

مسیر شرقی دریاچه ی ولشت - مازندران

Jul 7, 2008

نادانیِ تاریخی در پهنه ی اینترنت

Capital of a column from the audience hall of the palace of Darius I

.

دیروز در وبگاه «بالاترین» لینکی با عنوانِ «عکسی از سالم ترین سرستونِ تخت جمشید که در جهان موجود است» برترین لینکِ ارسالیِ روز شد. اما هیچ یک از صد و سی نفری که به این لینک امتیاز داده بودند و دهها نفری که نظر داده بودند، متوجه نشدند که این سرستون نه تنها سالمترین سرستونِ بجامانده از کاخهای هخامنشی نیست، بلکه یافتگاه اش تخت جمشید هم نبوده است.

این تصویر در حقیقت نمایشگر سرستونی است که توسط کاوشکران فرانسوی از تالار آپادانا، بخشی از کاخ داریوش اول، واقع در شوش (خوزستان) کشف شده است و پس از مرمت در لوور به تماشا درآمده. نگاهی به توضیحاتِ وبگاه لوور بیندازید. در متن انگلیسی Susa همان شوشِ باستان است.


این نادانی یا خطای به ظاهر کوچک مشتی است نمونه ی خروار و گویای اینکه غرور تاریخی ما ایرانی ها تا چه اندازه پوچ و بی پایه است. اگر بخشی فعال از جامعه ی اینترنتی که باسواد و خبرخوان است، نه تاریخ خود را بداند و نه تیزبین و پژوهنده باشد، دیگر از عوام الناس چه انتظاری داریم.

--------

بعدالتحریر: بدنبال انتشار این نوشته، چند پیام پرخاشگرانه دریافت کردم که از انتشار آن معذورم. من به هیچ رو قصدِ توهین به کاربرانِ بالاترین را ندارم و سودمندیِ این وبگاه جمعی را انکار نمی کنم. هدفم یادآوری این نکته است که سهولتِ فضای اینترنت بسیاری از ما را از کنکاش و پژوهش دور کرده است و اینکه ملی گراییِ تاریخی مان اغلب به حبابی توخالی می ماند که بر شناخت استوار نیست. بسیاری از ما درباره ی چیزهایی که بدرستی نمی دانیم نظر می دهیم و اغلب بر آن پا میفشاریم.


من چون این سرستون را در لوور دیده بودم، توضیحات اش را خوانده بودم و به تپه ی تاریخی شوش هم سفر کرده بودم، مبدأ و مقصد این اثر تاریخی را می شناختم. وگرنه شاید خود نیز دچار اشتباهِ جمعی می شدم و بعد کاربر دیگری می آمد و لغزش ما را گوشزد می کرد.


پس منظورم از «نادانیِ تاریخی» مشکلی فراگیرتر است. بیشتر کسانی که بخاطر نداشته های امروزمان، به داشته های دیروز مغرورند، خود این پیشینه را درست نمی شناسند. نمونه اش سینه چاکانی که گردنبند فروهر می اندازند و یک فصل از اوستا نخوانده اند و نمی دانند خوب و بدِ آن کیش و آن تاریخ چیست.


پیشقراولانِ نژادپرستی، فاشیسم و شووینیسم (از هر نوعی که باشد)، همواره به توهمات تمسک می جویند تا حقایق را نبینند. چرا که از روبرو شدن با نادانی و ناپاکیِ خود در هراسند. خوشبختانه در میانِ اعضای بالاترین اینگونه افراد کم شمارند اما از آنجا که داد و قال اشان با عربده کشی همراه است عرصه را بر دیگران تنگ می کنند. شهامت هم ندارند با هویتِ واقعی خود پا به میدان بگذارند. و چون هویتی ندارند، در خور پاسخگویی نیز نیستند.


جالب است بدانید چندی پیش در هلند مسئولانِ وبگاهی بخاطر کامنت های نژادپرستانه و تبعیض آمیز به دادگاه احضار شدند.


جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه - چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

-------

ایرانی ها در پنج سال و اندی یک کتاب میخوانند

Jul 1, 2008

Jun 22, 2008

Holland vs Holland هلند علیه هلند

Guus Hiddink & Van Basten coaching Russia & The Netherlands in Euro 2008 duel.
.

چه کسی بهتر از یک هلندی میتواند دستِ هلندی ها را بخواند بی آنکه به دستگاهِ شنودِ روسی نیازی داشته باشد؟


خوس هیدینک، مربیِ هلندیِ تیم فوتبال روسیه، امشب در بازل تیم ملی کشور خود اش را از جام اروپا حذف کرد تا روسها را به نیمه نهایی ببرد، همانطور که سالها پیش کره ی جنوبی را به نیمه نهایی جام جهانی برد. آرشاوینِ روسی، با آن بازیِ تند و تیز و هوشمندانه اش ستاره ی اصلی میدان نبود. این هیدینکِ هلندی بود که میدانست چطور میشود با بهره گیری از توان نهفته ی روسها، بازیِ تیم منسجم فان باستن را خراب کرد و هلند را به زانو در آورد، هرچند در دقایق پایانیِ وقتِ اضافه که دیگر رمقی برای کسی نمانده بود جز روسهای سیری ناپذیر.




و اینگونه بود که هیدینک پس از پیروزیِ سه بر یک در مقابل مدعیِ اصلیِ جام، دستی به سر و گوش فان باستن کشید تا هم دلداری اش بدهد و هم به او بفهاند که باتجربه تر و تواناتر از اوست. تنها کسی که جسارت داشت در گفتگوهایِ بعد از مسابقه به کنایه از هیدینک بخواهد تا به خاطر شکستی که به هموطنان اش تحمیل کرده، از آنها معذرت خواهی کند، یوهان کرایف، ستاره ی پیشینِ فوتبالِ هلند بود. اما هیدینک سری تکان داد و طفره رفت.



هلندی که دیشب شاهدِ جشنِ و پایکوبیِ مهاجران ترک پس از صعودِ تیم اشان بود، امشب در سکوت، تلخیِ شکستِ ناباورانه ی تیم خود را مزمزه میکند. کشوری که همواره به روحیه ی تجاریِ خود می بالد شاید امشب لحظه ای به این بیندیشد که چه میشد اگر این یک قلم جنس، یعنی مربی برجسته ای چون هیدینک را به بازار جهانی نمی سپرد و به هر قیمتی او را در خانه نگه میداشت.


Jun 14, 2008

هلند ٤ - فرانسه ۱


نه، مثل اینکه تیم فوتبال هلند مدعیه، اون هم از نوعِ اساسی. یا این هلندیها خیلی قوی شدند یا فرانسه و ایتالیا ضعیف شدند. در واقع هردو. و چه کردند این فان باستن و تیم اش در برنِ سوئیس.


بازیِ هیجان انگیزی بود، فراتر از انتظار. و ثابت کرد که نارنجی ها برای قهرمانی جام اروپا آماده شدند. قشنگترین گل هلند هم شاید سومی بود که با یک دقیقه فاصله از تک گل فرانسه، توسط روبن از گوشه تو سقف دروازه ی خروسی ها نشست. حتا خودش هم باورش نمیشد شوت اش از اون زاویه ی بسته شانسی واسه گل شدن داشته باشه.


هلند با این دوتا بُردِ پُرگل ورودِ خودش را به مرحله ی یک چهارم نهایی قطعی کرد و از نظر تعداد گلهای زده در تمام دوره های جام ملتهای اروپا، با پنجاه و دو گل صدر نشین شد تا جای آلمان رو بگیره. دمشون گرم به هرحال، کلی حال پخش کردند و شور و گرمایی به هلندِ این روزها سرد آوردند. و ما هم این وسط اینگار پاک نارنجی شدیم از بس گل کاشتند. چه کنیم، وقتی تیم ایران معمولن گند میزنه بهتره به اینا بچسبیم که دلمون خوش باشه. پیروزی جذبه میاره، بخصوص که باتکنیک و زیبا باشه.

و این سریالِ سرکاری ادامه داره....


عکس بالا: شادی هلندیها در آمستردام پس از پیروزی

.

جام فوتبال اروپا 2008 به فارسی: اینجا

European Football Championship 2008

Jun 10, 2008