Jul 19, 2008

Journey سفر

Copyright © 2008 by Ramin Farahani

The road to Valasht lake, Mazandaran, Iran

مسیر شرقی دریاچه ی ولشت - مازندران

Jul 7, 2008

نادانیِ تاریخی در پهنه ی اینترنت

Capital of a column from the audience hall of the palace of Darius I

.

دیروز در وبگاه «بالاترین» لینکی با عنوانِ «عکسی از سالم ترین سرستونِ تخت جمشید که در جهان موجود است» برترین لینکِ ارسالیِ روز شد. اما هیچ یک از صد و سی نفری که به این لینک امتیاز داده بودند و دهها نفری که نظر داده بودند، متوجه نشدند که این سرستون نه تنها سالمترین سرستونِ بجامانده از کاخهای هخامنشی نیست، بلکه یافتگاه اش تخت جمشید هم نبوده است.

این تصویر در حقیقت نمایشگر سرستونی است که توسط کاوشکران فرانسوی از تالار آپادانا، بخشی از کاخ داریوش اول، واقع در شوش (خوزستان) کشف شده است و پس از مرمت در لوور به تماشا درآمده. نگاهی به توضیحاتِ وبگاه لوور بیندازید. در متن انگلیسی Susa همان شوشِ باستان است.


این نادانی یا خطای به ظاهر کوچک مشتی است نمونه ی خروار و گویای اینکه غرور تاریخی ما ایرانی ها تا چه اندازه پوچ و بی پایه است. اگر بخشی فعال از جامعه ی اینترنتی که باسواد و خبرخوان است، نه تاریخ خود را بداند و نه تیزبین و پژوهنده باشد، دیگر از عوام الناس چه انتظاری داریم.

--------

بعدالتحریر: بدنبال انتشار این نوشته، چند پیام پرخاشگرانه دریافت کردم که از انتشار آن معذورم. من به هیچ رو قصدِ توهین به کاربرانِ بالاترین را ندارم و سودمندیِ این وبگاه جمعی را انکار نمی کنم. هدفم یادآوری این نکته است که سهولتِ فضای اینترنت بسیاری از ما را از کنکاش و پژوهش دور کرده است و اینکه ملی گراییِ تاریخی مان اغلب به حبابی توخالی می ماند که بر شناخت استوار نیست. بسیاری از ما درباره ی چیزهایی که بدرستی نمی دانیم نظر می دهیم و اغلب بر آن پا میفشاریم.


من چون این سرستون را در لوور دیده بودم، توضیحات اش را خوانده بودم و به تپه ی تاریخی شوش هم سفر کرده بودم، مبدأ و مقصد این اثر تاریخی را می شناختم. وگرنه شاید خود نیز دچار اشتباهِ جمعی می شدم و بعد کاربر دیگری می آمد و لغزش ما را گوشزد می کرد.


پس منظورم از «نادانیِ تاریخی» مشکلی فراگیرتر است. بیشتر کسانی که بخاطر نداشته های امروزمان، به داشته های دیروز مغرورند، خود این پیشینه را درست نمی شناسند. نمونه اش سینه چاکانی که گردنبند فروهر می اندازند و یک فصل از اوستا نخوانده اند و نمی دانند خوب و بدِ آن کیش و آن تاریخ چیست.


پیشقراولانِ نژادپرستی، فاشیسم و شووینیسم (از هر نوعی که باشد)، همواره به توهمات تمسک می جویند تا حقایق را نبینند. چرا که از روبرو شدن با نادانی و ناپاکیِ خود در هراسند. خوشبختانه در میانِ اعضای بالاترین اینگونه افراد کم شمارند اما از آنجا که داد و قال اشان با عربده کشی همراه است عرصه را بر دیگران تنگ می کنند. شهامت هم ندارند با هویتِ واقعی خود پا به میدان بگذارند. و چون هویتی ندارند، در خور پاسخگویی نیز نیستند.


جالب است بدانید چندی پیش در هلند مسئولانِ وبگاهی بخاطر کامنت های نژادپرستانه و تبعیض آمیز به دادگاه احضار شدند.


جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه - چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

-------

ایرانی ها در پنج سال و اندی یک کتاب میخوانند

Jul 1, 2008