Jul 13, 2009

سهراب

سبک تیغ تیز از میان برکشید
برِ پور بیداردل بردرید

بپیچید سهراب و پس آه کرد
ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد

بدو گفت کین بر من از من رسید
زمانه به دست تو دادم کلید

تو زین بیگناهی که این گوژپشت
مرا برکشید و بزودی بکشت

به بازی به کویند همسال من
به خاک اندر آمد چنین یال من

نشان داد مادر مرا از پدر
زمهر اندر آمد روانم به سر

همی جستمش تا ببینمش روی
چنین جان بدادم بدین آرزوی

دریغا که رنجم نیامد به بر
ندیدم درین هیچ روی پدر

کنون گر تو در آب ماهی شوی
و یا چون شب اندر سیاهی شوی

وگر چون ستاره شوی بر سپهر
ببری ز روی زمین پاک مهر

بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خشت است بر بالین من

شاهنامه ی فردوسی

No comments: