Dec 4, 2010

IDFA 2010 برندگان جشنواره مستند آمستردام

مهمترین جشنواره ی جهانی فیلمهای مستند (ایدفا) هفته ی پیش در آمستردام به پایان رسید و در نهایتِ شگفتی بیشتر جوایز آن به فیلمهای هلندی اهدا شد.


در بخش بهترین مستند بلند (که پیشتر بخش یوریس ایونس نامیده می شد)، فیلم «وضعیت ستارگان» Position among the Stars محصول هلند جایزه ی «فِی پی رو» را از آن خود کرد. این مستند بازسازی شده، سومین قسمت یک سه گانه است که رتِل هلمریش فیلمساز هلندی-اندونزیایی درباره ی خانواده ای فقیر در اندونزی ساخته و در آن با طنزی تلخ تعارض میان شهر و روستا، پیر و جوان، و مسیحی و مسلمان را به تصویر می کشد. «وضعیت ستارگان» باوجود سبک بصری پرتحرک و فراز و فرودهای شبه داستانی اش در قیاس با دو کاندیدای دیگر شایستگی دریافت جایزه را نداشت و اگر رئیس هیئت داوران این بخش یک بازیگر هلندی (مونیک فان دِ فِن) نمی بود، چه بسا این فیلم برگزیده نمی شد.


دو نامزد دیگر جایزه ی بهترین مستند بلند در ایدفای امسال از دید من مستندتر و قویتر از «وضعیت ستارگان» بودند چون شگرد بازسازی و روایتِ از پیش طراحی شده بر جنبه ی واقعی و مستند آنها نچربیده بود.


فیلم Marathon Boy یا «پسر دونده» ساخته ی مستندساز انگلیسی جِما آتوال ماجرای پسربچه ای زاغه نشین و مربی ورزشی و پدرخوانده ی او را به تصویر می کشد که می خواهد از این پسر هفت هشت ساله یک قهرمان ملی دوی ماراتن بسازد. فشاری که این مربی بر این پسر خردسال وارد می کند مخالفت هایی در بین مسئوالان محلی بر می انگیزد و تماشاگر و رسانه ها را نیز به شک وامی دارد تا پسر بچه و مادر فقیرش را به شکل قربانی منافع مربی ببینند. اما کشاکش هیستریک بر سر این موضوع روند ماجراها را به شکلی گسترش می دهد که در نهایت همدلی ما را به سوی مربی بازمی گرداند و در پایان این اوست که قربانی جوسازی و دشمنان پیرامونی می شود.


«پسر دونده» مستندی ست گیرا با ساختاری پرکشش بی آنکه اثری از بازسازی و داستانسرایی در آن باشد. فیلمساز و گروهش طی پنج سال در هندوستان از رویدادها و شخصیت های واقعی فیلمبرداری کرده اند و عصاره ی کارشان را در قالبی جدلی ریخته اند تا داوری را به تماشاگر بسپارند.


«جنگ های مقدس» Holy Wars دیگر کاندیدای بهترین مستند بلند ایدفا بود. استفن مارشال، نویسنده و فیلمساز آمریکایی به مدت سه سال یک مسیحی متعصب آمریکایی و یک مسلمان رادیکال انگلیسی را دنبال می کند تا به مبانی اعتقادی آنها و ریشه های تقابل مسیحیت و اسلام بخصوص پس از یازده سپتامبر راهی بجوید. این دو شخصیتِ رادیکال خود را وقف ترویج آرمان مذهبی خود کرده اند و از خطر کردن در این راه هراسی ندارند. اوج فیلم جایی است که هر دوی آنها با هم رو در رو می شوند و جوان مسیحی-آمریکایی در بحثی پرشور مغلوب انگلیسی مسلمان می شود، که خود پیشتر یک مسیحی باده خوار بوده است و اکنون مدافع جهاد اسلامی بر علیه قدرتهایی چون آمریکاست.


مواجهه ی مسیونر جوان آمریکایی با استدلالهای آتشین مسلمان انگلیسی او را متوجه تأثیر تجاوزگری آمریکا در برانگیختن بنیادگرایی اسلامی بر علیه کشورش می کند و باعث می شود راه خود را از مسلک افراطی خانواده اش جدا کند و با بینشی جهانشمول تر به تبلیغ مسیحیت بپردازد. در مقابل مسلمان رادیکال انگلیسی حتا در لبنان و پاکستان هم مدینه ی فاضله ی خود را نمی یابد و سرانجام به طالبان می پیوندد، در حالی که زن و بچه اش در انگلیس اند و بعید به نظر می رسد طالبان نیز با تصویر آرمانی او از اسلام همخوانی داشته باشند.


در بین مستندهای بخش مسابقه ی بلند، تنها فیلمی که به ایران مربوط می شد «موج سبز» The Green Wave بود، ساخته ی کارگردان ایرانی مقیم آلمان، علی صمدی احدی. آمیزه ای از تصاویر مستند و انیمیشن که رویدادهای پس از انتخابات سال گذشته را از زاویه ی دید چند تن از دستگیرشده گان و فعالان مدنی بازگو می کرد. این فیلم در رده بندی بهترین فیلم از دید تماشاگران، در رتبه ی پنجم قرارگرفت.


دیگر جوایز ایدفا در بخش هایی به شرح زیر اهدا شدند که موفق به دیدن بیشتر آنها نشدم تا نظری بدهم:


بهترین مستند نمیه بلند: آدمهایی که میتوانستم باشم و شاید هستم (هلند، بوریس خِرست)

بهترین مستند اول (و دوم): کانو: یک آمریکایی و حرمسرایش (فیلیپین، مونستر جیمنز)

بهترین مستند دانشجویی: در یک اسم چی هست (بلژیک، اِفا کوپر)

بهترین مستند هلندی: وضعیت ستارگان (هلند، رتِل هلمریش)

جایزه ی هایفس (داوران جوان): طلای پاییز (آلمان، استرالیا، یان تِنهافن)

بهترین مستند تماشاگران: سرزمین زباله (انگلستان و برزیل، لوسی واکر)

بهترین مستند پرده ی سبز (با موضوع محیط زیست): به درونِ جاودانگی (دانمارک، سوئد و فنلاند، مایکل مدسن)


و چند جایزه ی دیگر که در سایت جشنواره می توانید شرح آن را ببینید و اطلاعات بیشتر پیرامون فیلمهای برگزیده را هم بخوانید، به انگلیسی و یا هلندی.


از جمله دیگر مستندهای خوبی که در بخش های مختلف ایدفا دیدم:


ناپل ناپل ناپل Napoli Napoli Napoli: فیلمی تیره درباره ی تباهی آشکار و پنهان در شهر ناپل و نقش مافیا در افزایش بزهکاری. تلفیقی متوازن از صحنه های بازسازی شده و مستند، ساخته ی کارگردان سرشناس آبل فرارا.

سینما کمونیستو Cinema Komunisto: مروری بر دوران شکوفای سینمای یوگوسلاوی و دلبستگی مارشال تیتو به فیلمها و ستارگان آمریکایی.

بچه های انقلاب Children of the Revolution: بازخوانی زندگی و مبارزات اولریکه ماینهف و فوساکو شیگونُبو (چهره های شاخص ارتش سرخ آلمان و ژاپن) از نگاه دختران آنها.

آرمادیلو Armadillo: مأموریت گروهی از سربازان دانمارکی در افغانستان و درگیری آنها با دشمن پنهان.

خون در موبایل Blood in the Mobile: تحقیقی جسورانه پیرامون مواد معدنی که در ساخت گوشی های موبایل کاربرد دارد اما منبع درآمد باندهای مسلح در کنگو ست که مسئول کشتار پنج میلیون نفر در دو دهه ی گذشته بوده اند.

زندگی خوب The Good Life: انزوای فقیرانه و پرتنش یک پیردختر و مادر سالخورده ش که پیش از این ثروتمند بوده اند.


جالب اینکه سه فیلم آخر دانمارکی است و حضور سینمای مستند دانمارک در جشنواره ی ایدفا طی سالهای گذشته چشمگیر بوده است.